پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۳۷

در مجمع ما نیست کسی را غم خانه

چون ریگ روان قافله ماست روانه

از هر دو جهان حاصل من ناوک آهی است

مانند کمان پاک فروشم ز دو خانه

رزمی است پرآشوب مصیبتکده خاک

بشتاب که خود را بدرآری ز میانه

چون تیر که در وصل کمان است گشادش

باشد به میان رفتن من بهر کرانه

با قامت خم حلقه به گوش در دل باش

در بحر کمان روی مگردان ز نشانه

در پرده شب نوش می ناب که دریافت

عمر ابدی خضر به یک جام شبانه

هر چند برآورده آن جان جهانم

چون خانه ندارم خبر از صاحب خانه

بس تیر سبکسیر که بر خاک نشاند

هر کس که ز ثابت قدمان شد چو نشانه

دل زود توان کند ز یاران مخالف

خوش باش به ناسازی اوضاع زمانه

جمعی که به معنی نرسیدند ز دعوی

آشوب دماغند چو حمام زنانه

فریاد که چون صورت دیوار ندارم

صائب خبر از خانه و از صاحب خانه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۳۹دلگیر نیست از تن، جانهای زنگ بسته
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۴۰عشق اختیار دل را از دست ما گرفته
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۴۱بیگانگی ز حد رفت ساقی می صفا ده
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۴۲آن خوش پسر برآمد از خانه می کشیده
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۴۳چون چنگ هر رگ من، دارد سری به ناله
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۴۴خراب گشت ز می زاهد شراب ندیده
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۴۵به جرم این که کله کج نهاده است شکوفه
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۴۶مباش از سخن سخت در شکست پیاله
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.