پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۴۵

به جرم این که کله کج نهاده است شکوفه

به روی خاک مذلت فتاده است شکوفه

گره ز کیسه پر زر گشاده است شکوفه

صلای جود به آفاق داده است شکوفه

غنیمت است بگیر از چمن برات نشاطی

درین دو هفته که دفتر گشاده است شکوفه

چگونه فرق کند کوچه را کسی ز خیابان؟

که همچو برف به هر جا فتاده است شکوفه

هوا گرفته ز باغ وجود، فر جوانی

شگفت نیست اگر پیرزاده است شکوفه

اگر نه صحن قیامت شده است عرصه گلشن

به دست باد چرا نامه داده است شکوفه

بساط عیش چرا روزگار پهن نسازد؟

گره ز رشته گوهر گشاده است شکوفه

پیاله گیر که تا چشم باز می کنی از هم

کلاه خسروی از سر نهاده است شکوفه

همیشه می پرد از شوق همچو دیده صائب

ز جلوه که دل از دست داده است شکوفه؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۴۷به حوالی دو چشمش حشم بلا نشسته
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۴۸کشد گر به صورت ز دل صد زبانه
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۴۹ای که از شغل عمارت غافل از دل گشته‌ای
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۵۰کیستم من؟ مشت خار در محیط افتاده‌ای
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۵۱بوسه‌ای قیمت از آن لب‌ها به صد جان کرده‌ای
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۵۲با لباس عنبرین امروز جولان کرده‌ای
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۵۳می فشانم آستین بر افسر گوهرنگار
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۵۴از نمکدان تو محشر گرد بیرون رانده ای
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.