پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۴۸

کشد گر به صورت ز دل صد زبانه

به معنی بود نور آتش یگانه

مکن روی در قبله بی صدق نیت

که رسوا کند تیر کج را نشانه

برون آی از جسم خاکی به همت

که دریا شود تنگ ظرف از کرانه

به وصل هدف می رسد دوربینی

که چون تیر جسته است صاف از دو خانه

خوشا رهنوردی که چون صبح صادق

نفس راست چون کرد، گردد روانه

مشو بار روشن ضمیران که گردد

ز یک تن پر از خلق آیینه خانه

تو آن روز برخیزی از خواب غفلت

که سازند اه جهانت فسانه

به دست تهی می‌گشایم گره‌ها

ز کار سیه روزگاران چو شانه

فزون گشت غفلت ز موی سفیدم

رگ خواب من گشت این تازیانه

بخواه آنچه می خواهی از خاکساران

که خاک مرادست این آستانه

حرام است مستی بر آن عندلیبی

که خامش شود در خزان از ترانه

چه ترسانی از مرگ، آزاده ای را

که طبل رحیلش بود شادیانه

که خرسند می شد به فقر و قناعت؟

نمی بود اگر انقلاب زمانه

ز نعمت تهی چشم سیری ندارد

شود دام را حرص افزون ز دانه

گشایش گر از بستگی چشم داری

منه پا برون چون در از آستانه

مرو بی تکلف به مهمانسرایی

که پای تکلف بود در میانه

نسوزی اگر خویش را چون سمندر

چه حاصل ز خار و خس آشیانه

ز استادن آب روان سبز گردد

مجو چون خضر هستی جاودانه

سعادت به پرواز بسته است صائب

هما کم ز جغدست در آشیانه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۵۰کیستم من؟ مشت خار در محیط افتاده‌ای
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۵۱بوسه‌ای قیمت از آن لب‌ها به صد جان کرده‌ای
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۵۲با لباس عنبرین امروز جولان کرده‌ای
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۵۳می فشانم آستین بر افسر گوهرنگار
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۵۴از نمکدان تو محشر گرد بیرون رانده ای
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۵۵در تمام عمر اگر یک روز عاشق بوده ای
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۵۶ای در آتش از هوایت نعل هر سیاره‌ای
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۵۷می کشد دل را ز دستم دلربای تازه ای
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.