پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۵۰

کیستم من؟ مشت خار در محیط افتاده‌ای

دل به دریا کرده ای، کشتی به طوفان داده‌ای

نیست ممکن چون سپند آرام را بیند به خواب

موری از دست سلیمان بر زمین افتاده‌ای

جنت دربسته‌ای با خود به زیر خاک برد

از ازل شد قسمت هر کس دل آزاده‌ای

برنمی‌خیزد به صرصر نقشم از دامان خاک

وادی امکان ندارد همچو من افتاده‌ای

می‌توان از جبهه عشاق راز عشق خواند

نیست در صحرای محشر نامه نگشاده‌ای

با جگر خوردن قناعت کن که این مهمانسرا

جز غم روزی ندارد روزی آماده‌ای

علم رسمی می‌کند صائب دل روشن سیاه

عارفان را بس بود چون صبح لوح ساده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۵۲با لباس عنبرین امروز جولان کرده‌ای
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۵۳می فشانم آستین بر افسر گوهرنگار
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۵۴از نمکدان تو محشر گرد بیرون رانده ای
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۵۵در تمام عمر اگر یک روز عاشق بوده ای
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۵۶ای در آتش از هوایت نعل هر سیاره‌ای
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۵۷می کشد دل را ز دستم دلربای تازه ای
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۵۸نیست در مغز زمین چون گردبادم ریشه ای
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۵۹ای جهانی محو رویت، محو سیمای که ای؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.