پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۵۲

با لباس عنبرین امروز جولان کرده‌ای

سرو را در جامه قمری خرامان کرده‌ای

از دل شب پرده بر رخسار روز افکنده‌ای

شعله را در پرنیان دود پنهان کرده‌ای

چون سکندر تشنگان را سر به صحرا داده‌ای

ابر ظلمت را نقاب آب حیوان کرده‌ای

کعبه‌سان بر تن لباس شبروان پوشیده‌ای

عالمی را از لباس صبر عریان کرده‌ای

در لباس اهل ماتم جلوه‌گر گردیده‌ای

روز را بر عاشقان شام غریبان کرده‌ای

در میان روز و شب خون در میان است از شفق

چون به هم این هردو را دست و گریبان کرده‌ای؟

آفتاب تیغ‌زن چون گل سپر افکنده است

تا تو با تیغ و سپر آهنگ میدان کرده‌ای

در چنین روزی که گوهر کرد آب خود سبیل

تشنگان را منع ازان چاه زنخدان کرده‌ای

آب خوردن از مروت نیست در عاشور و تو

چشم میگون را ز خون خلق مستان کرده‌ای

آه اگر شاه شهیدان از تو پرسد روز حشر

آنچه از بیداد با ما تلخ‌کامان کرده‌ای

صائب از بس کز زبان کلک شکر ریختی

سرمه‌زار اصفهان را شکرستان کرده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۵۴از نمکدان تو محشر گرد بیرون رانده ای
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۵۵در تمام عمر اگر یک روز عاشق بوده ای
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۵۶ای در آتش از هوایت نعل هر سیاره‌ای
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۵۷می کشد دل را ز دستم دلربای تازه ای
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۵۸نیست در مغز زمین چون گردبادم ریشه ای
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۵۹ای جهانی محو رویت، محو سیمای که ای؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۶۰ای ز روی آتشینت هر دل آتشخانه‌ای
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۶۱ای زمین از سبحه ذکر تو کمتر دانه‌ای
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.