پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۰۲

ز رفتن تو ز جسم ضعیف جان رفته

همای از سر این مشت استخوان رفته

دو دولت است که یکبار آرزو دارم

تو در کنار من و شرم از میان رفته

به نوبهار چنان غره ای که پنداری

که خار در قدم موسم خزان رفته

امید گوشه چشمم به دستگیری توست

که در رکاب تو از دست من عنان رفته

کلاه گوشه دودم به عرش ساییده است

حدیث عشق تو هرگاه بر زبان رفته

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۰۴بر آن عذار نه زلف مشوش افتاده
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۰۵رخی به شبنم می همچو برگ لاله بده
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۰۶نه سرخ چهره خورشید را شفق کرده
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۰۷عرق به برگ گلت می دود شتاب زده
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۰۸ز خط عذار تو تا عنبرین نقاب شده
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۰۹به هر کجا که خوری باده تن به خواب مده
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۱۰ز بس لب تو به ابرام می دهد بوسه
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۱۱بریده نعل ز عشق که بر جگر لاله؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.