پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۰۹

به هر کجا که خوری باده تن به خواب مده

بنای خانه ناموس را به آب مده

ز خیره چشمی تردامنان ملاحظه کن

کتان عصمت خود را به ماهتاب مده

بهار عصمت تو ره به خشکسالی بست

به هیچ تشنه جگر نیم قطره آب مده

ببین که مستحق التفات کیست نخست

زکات حسن به هر کس به اضطراب مده

به عاشقان جگرتشنه رحم کن ساقی

ته پیاله خود را به آفتاب مده

خراب کرده دلی را ز خویش کن معمور

چو گنج تن به هم آغوشی خراب مده

هنوز پای دل از ساعد تو می لغزد

به دست اهل هوس دست بی حجاب مده

مرا به گردش چشمی خمار می شکند

عبث پیاله به این عاشق خراب مده

حریف موجه غیرت نمی شوی صائب

ز روی بحر، نظر آب چون حباب مده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۱۱بریده نعل ز عشق که بر جگر لاله؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۱۲روشن ز نور صدق بود جان صبحگاه
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۱۳از اشک ماست پاکی دامان صبحگاه
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۱۴در جسم خاکسار مرا جان سوخته
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۱۵لاله است این که از جگر خاک سرزده؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۱۶ای عالم از ظهور صفاتت عیان شده
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۱۷خط غبار گرد رخ یار آمده
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۱۸جام صبوح خورده ز خلوت برآمده
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.