پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۰۳

به صد دلیل نرفتن ره خدای که چه؟

به صد چراغ ندیدن به پیش پای که چه؟

گذشته اند ز چه بی عصا سبکپایان

تو می روی به ته چاه با عصای که چه؟

ز برق و باد سبق می برند گرمروان

فتاده ای تو به دنبال رهنمای که چه؟

ز آفتاب شود پخته هر کجا خامی است

تو می دوی ز پی سایه همای که چه؟

ز ابر قطره به دریا رساند گوهر خویش

تو چون حباب کنی خانه را جدای که چه؟

قضا نتیجه کردارهای باطل توست

تو ساده لوح کنی شکوه از قضای که چه؟

چو سرو جامه آزادگان یکی باشد

تو هر دو روز بدل می کنی قبای که چه؟

قرارگاه تو در زیر خاک خواهد بود

تو می بری به فلک پایه بنای که چه؟

گدای کوچه عشق است چرخ ازرق پوش

تو دست کفچه کنی پیش این گدای که چه؟

ترا که بهره ای از نوش نیست غیر از نیش

همی ز شهد لبالب کنی سرای که چه؟

به گنجهای گهر زخم عشق ارزان است

تو می کنی طمع از عشق خونبهای که چه؟

ترا که در سر هر مو گرهگشایی هست

چو زلف کار من افکنده ای به پای که چه؟

ز سنگ لاله برآمد ز خاک سبزه دمید

برون ز پوست نیایی درین هوای که چه؟

جواب آن غزل است این که گفت مختاری

غنی به کبر و به دل خواستن گدای که چه؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۰۵رخی به شبنم می همچو برگ لاله بده
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۰۶نه سرخ چهره خورشید را شفق کرده
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۰۷عرق به برگ گلت می دود شتاب زده
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۰۸ز خط عذار تو تا عنبرین نقاب شده
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۰۹به هر کجا که خوری باده تن به خواب مده
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۱۰ز بس لب تو به ابرام می دهد بوسه
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۱۱بریده نعل ز عشق که بر جگر لاله؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۱۲روشن ز نور صدق بود جان صبحگاه
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.