پرش به محتوای اصلی
مولانا

مولانا

غزلیات

۳,۲۳۰ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۲۱ اگر یار مرا از من غم و سودا نبایستی
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۲۲ دل پردرد من امشب بنوشیده‌ست یک دردی
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۲۳ دل آتش پرست من که در آتش چو گوگردی
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۲۴ اگر آب و گل ما را چو جان و دل پری بودی
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۲۵ اگر گل‌های رخسارش از آن گلشن بخندیدی
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۲۶ نکو بنگر به روی من نه آنم من که هر باری
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۲۷ بنامیزد نگویم من که تو آنی که هر باری
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۲۸ مروت نیست در سرها که اندازند دستاری
  9. غزل شمارهٔ ۲۵۲۹ ایا نزدیک جان و دل چنین دوری روا داری
  10. غزل شمارهٔ ۲۵۳۰ دلم همچون قلم آمد در انگشتان دلداری
  11. غزل شمارهٔ ۲۵۳۱ چو سرمست منی ای جان ز درد سر چه غم داری
  12. غزل شمارهٔ ۲۵۳۲ که افسون خواند در گوشت که ابرو پر گره داری؟!
  13. غزل شمارهٔ ۲۵۳۳ برآ بر بام ای عارف بکن هر نیم شب زاری
  14. غزل شمارهٔ ۲۵۳۴ مها یک دم رعیت شو مرا شه دان و سالاری
  15. غزل شمارهٔ ۲۵۳۵ هر آن بیمار مسکین را که از حد رفت بیماری
  16. غزل شمارهٔ ۲۵۳۶ مثال باز رنجورم زمین بر، من ز بیماری
  17. غزل شمارهٔ ۲۵۳۷ مگردانید با دلبر به حق صحبت و یاری
  18. غزل شمارهٔ ۲۵۳۸ حجاب از چشم بگشایی که سبحان الذی اسری
  19. غزل شمارهٔ ۲۵۳۹ یکی طوطی مژده آور یکی مرغی خوش آوازی
  20. غزل شمارهٔ ۲۵۴۰ چو شیر و انگبین جانا چه باشد گر درآمیزی
  21. غزل شمارهٔ ۲۵۴۱ الا ای جان جان جان چو می‌بینی چه می‌پرسی
  22. غزل شمارهٔ ۲۵۴۲ بتاب ای ماه بر یارم بگو یارا اغاپوسی
  23. غزل شمارهٔ ۲۵۴۳ بیا ای شاه خودکامه نشین بر تخت خودکامی
  24. غزل شمارهٔ ۲۵۴۴ شنیدم کاشتری گم شد ز کردی در بیابانی
  25. غزل شمارهٔ ۲۵۴۵ مگر مستی نمی‌دانی که چون زنجیر جنبانی
  26. غزل شمارهٔ ۲۵۴۶ سحرگه گفتم آن مه را که ای من جسم و تو جانی
  27. غزل شمارهٔ ۲۵۴۷ شدم از دست یک باره ز دست عشق تا دانی
  28. غزل شمارهٔ ۲۵۴۸ تو استظهار آن داری که رو از ما بگردانی
  29. غزل شمارهٔ ۲۵۴۹ چو دید آن طره کافر مسلمان شد مسلمانی
  30. غزل شمارهٔ ۲۵۵۰ یکی دودی پدید آمد سحرگاهی به هامونی
  31. غزل شمارهٔ ۲۵۵۱ دلی یا دیده عقلی تو یا نور خدابینی
  32. غزل شمارهٔ ۲۵۵۲ کجا باشد دورویان را میان عاشقان جایی
  33. غزل شمارهٔ ۲۵۵۳ کجا شد عهد و پیمانی که می‌کردی نمی‌گویی
  34. غزل شمارهٔ ۲۵۵۴ اگر بی‌من خوشی یارا به صد دامم چه می‌بندی
  35. غزل شمارهٔ ۲۵۵۵ چرا چون ای حیات جان در این عالم وطن داری
  36. غزل شمارهٔ ۲۵۵۶ زهی چشم مرا حاصل شده آیین خون ریزی
  37. غزل شمارهٔ ۲۵۵۷ هر آن چشمی که گریان است در عشق دلارامی
  38. غزل شمارهٔ ۲۵۵۸ الا ای نقش روحانی چرا از ما گریزانی
  39. غزل شمارهٔ ۲۵۵۹ الا ای یوسف مصری از این دریای ظلمانی
  40. غزل شمارهٔ ۲۵۶۰ الا ای جان قدس آخر به سوی من نمی‌آیی
  41. غزل شمارهٔ ۲۵۶۱ مسلمانان مسلمانان مرا جانی است سودایی
  42. غزل شمارهٔ ۲۵۶۲ یکی فرهنگ دیگر نو برآر ای اصل دانایی
  43. غزل شمارهٔ ۲۵۶۳ من پای همی‌کوبم ای جان و جهان دستی
  44. غزل شمارهٔ ۲۵۶۴ گر عشق بزد راهم ور عقل شد از مستی
  45. غزل شمارهٔ ۲۵۶۵ ای دوست ز شهر ما ناگه به سفر رفتی
  46. غزل شمارهٔ ۲۵۶۶ آورد طبیب جان یک طبله ره آوردی
  47. غزل شمارهٔ ۲۵۶۷ افتاد دل و جانم در فتنه طراری
  48. غزل شمارهٔ ۲۵۶۸ یک حمله و یک حمله کآمد شب و تاریکی
  49. غزل شمارهٔ ۲۵۶۹ آن زلف مسلسل را گر دام کنی حالی
  50. غزل شمارهٔ ۲۵۷۰ پنهان به میان ما می‌گردد سلطانی
  51. غزل شمارهٔ ۲۵۷۱ ای شاه مسلمانان وی جان مسلمانی
  52. غزل شمارهٔ ۲۵۷۲ جانا به غریبستان چندین به چه می‌مانی
  53. غزل شمارهٔ ۲۵۷۳ در پرده خاک ای جان عیشی است به پنهانی
  54. غزل شمارهٔ ۲۵۷۴ از آتش ناپیدا دارم دل بریانی
  55. غزل شمارهٔ ۲۵۷۵ هر لحظه یکی صورت می‌بینی و زادن نی
  56. غزل شمارهٔ ۲۵۷۶ ای خواجه سلام علیک از زحمت ما چونی
  57. غزل شمارهٔ ۲۵۷۷ هَمرَنگِ جَماعَت شو تا لذتِ جان بینی
  58. غزل شمارهٔ ۲۵۷۸ ای بود تو از کی نی وی ملک تو تا کی نی
  59. غزل شمارهٔ ۲۵۷۹ با هر کی تو درسازی می‌دانک نیاسایی
  60. غزل شمارهٔ ۲۵۸۰ ای خیره نظر در جو پیش آ و بخور آبی

متن اشعار به نقل از گنجور.