پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۷۶

ای خواجه سلام علیک از زحمت ما چونی

ای معدن زیبایی وی کان وفا چونی

در جنت و در دوزخ پرسان تواند ای جان

کای جنت روحانی وی بحر صفا چونی

هر نور تو را گوید ای چشم و چراغ من

هر رنج تو را گوید کی دفع بلا چونی

ای خدمت تو کردن چون گلبشکر خوردن

زین خدمت پوسیده زین طال بقا چونی

در وقت جفا دل را صد تاج و کمر بخشی

در وقت جفا اینی تا وقت وفا چونی

ای موسی این دوران چونی تو ز فرعونان

وی شاه ید بیضا با اهل عمی چونی

گوید به تو هر گلشن هر نرگس و هر سوسن

کز زحمت و رنج ما ای باد صبا چونی

ای آب خضر چونی از گردش چرخ آخر

وی تاج همه جان‌ها دربند قبا چونی

ای جان عنادیده خامش که عنایت‌ها

پرسند تو را هر دم کز رنج و عنا چونی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۷۸ای بود تو از کی نی وی ملک تو تا کی نی
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۷۹با هر کی تو درسازی می‌دانک نیاسایی
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۸۰ای خیره نظر در جو پیش آ و بخور آبی
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۸۱ای سوخته یوسف در آتش یعقوبی
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۸۲خواهم که روم زین جا پایم بگرفته‌ستی
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۸۳آمد مه ما مستی دستی فلکا دستی
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۸۴ماییم در این گوشه پنهان شده از مستی
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۸۵گر نرگس خون خوارش دربند امانستی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.