پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۷۸

ای بود تو از کی نی وی ملک تو تا کی نی

عشق تو و جان من جز آتش و جز نی نی

بر کشته دیت باشد ای شادی این کشته

صد کشته هو دیدم امکان یکی هی نی

ای دیده عجایب‌ها بنگر که عجب این است

معشوق بر عاشق با وی نی و بی‌وی نی

امروز به بستان آ در حلقه مستان آ

مستان خرف از مستی آن جا قدح و می نی

مستند نه از ساغر بنگر به شتر بنگر

برخوان افلا ینظر معنیش بر این پی نی

در مؤمن و در کافر بنگر تو به چشم سر

جز نعره یا رب نی جز ناله یا حی نی

آن جا که همی‌پویی زان است کز او سیری

زان جا که گریزانی جز لطف پیاپی نی

از ابجد اندیشه یا رب تو بشو لوحم

در مکتب درویشان خود ابجد و حطی نی

شمس الحق تبریزی آن جا که تو پیروزی

از تابش خورشیدت هرگز خطری دی نی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۸۰ای خیره نظر در جو پیش آ و بخور آبی
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۸۱ای سوخته یوسف در آتش یعقوبی
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۸۲خواهم که روم زین جا پایم بگرفته‌ستی
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۸۳آمد مه ما مستی دستی فلکا دستی
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۸۴ماییم در این گوشه پنهان شده از مستی
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۸۵گر نرگس خون خوارش دربند امانستی
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۸۶گر هیچ نگارینم بر خلق عیانستی
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۸۷ای ساکن جان من آخر به کجا رفتی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.