پرش به محتوای اصلی
میلی

میلی

غزلیات

۳۰۴ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ ای مرغ دلم فاخته سرو بلندت
  2. شمارهٔ ۶۲ چون صبا راه به خاک من غمناک انداخت
  3. شمارهٔ ۶۳ به دل امید بهبودی نمانده‌ست
  4. شمارهٔ ۶۴ آن غمزه در صف مژهٔ خشمگین نشست
  5. شمارهٔ ۶۵ آنکه کاری غیر آزار دل زاری نیافت
  6. شمارهٔ ۶۶ امشب که گوشه اجلم منزل آمده‌ست
  7. شمارهٔ ۶۷ نه شبنم بر زمین از یاسمین ریخت
  8. شمارهٔ ۶۸ گویم چو حال خود به تو، تغییر حال چیست
  9. شمارهٔ ۶۹ رقیب بهر چه پیدا به رهگذار تو نیست
  10. شمارهٔ ۷۰ ترا با کس هوای همدمی نیست
  11. شمارهٔ ۷۱ کجا نظر به من آن شوخ خشمگین انداخت؟
  12. شمارهٔ ۷۲ چمن کز گل و غنچه بویی نداشت
  13. شمارهٔ ۷۳ گلگون قبای من که بر ابرش برآمده‌ست
  14. شمارهٔ ۷۴ هر لحظه دلم شکوه ز بدخوی دگر داشت
  15. شمارهٔ ۷۵ پروانه گر ز خلق نهان درد و داغ داشت
  16. شمارهٔ ۷۶ چو دل فتاد ز پا، غمزه‌‌اش ز کین برخاست
  17. شمارهٔ ۷۷ گذشت دور گل و یار سوی باغ نرفت
  18. شمارهٔ ۷۸ در پهلوی اغیار به هر سو نظری داشت
  19. شمارهٔ ۷۹ حیا گر ز عاشق به غایت خوش است
  20. شمارهٔ ۸۰ بر سر مژگان هجوم اشک گلگون من است
  21. شمارهٔ ۸۱ ای دل اندر آتش غم، آه دردآلود چیست
  22. شمارهٔ ۸۲ ‌بگشا کمند زلف که دل دردمند توست
  23. شمارهٔ ۸۳ گر یار به سوی دیگران رفت
  24. شمارهٔ ۸۴ به خون من چه گواهی دهی ز روی ارادت
  25. شمارهٔ ۸۵ زپا فتاده‌ام و سر بر آستانه اوست
  26. شمارهٔ ۸۶ حرفی که از کسی نشنیدی، پیام ماست
  27. شمارهٔ ۸۷ نداری غم،‌ دلم گر از تو ناخشنود می‌گردد
  28. شمارهٔ ۸۸ عشّاق که ترک ره دلدار گرفتند
  29. شمارهٔ ۸۹ چو یار از من رمید، آرام جان من که خواهد شد؟
  30. شمارهٔ ۹۰ کو بخت آنکه یار شکایت ز من کند
  31. شمارهٔ ۹۱ دوش در بزم که لبهایت شراب‌آلوده بود؟
  32. شمارهٔ ۹۲ رازم فسانه از نگه عاشقانه شد
  33. شمارهٔ ۹۳ چو مرا به بزم بیند، زمیان کنار گیرد
  34. شمارهٔ ۹۴ شب، خواب پی به حال خرابم نمی‌برد
  35. شمارهٔ ۹۵ ز بس که شوق مرا برقرار نگذارد
  36. شمارهٔ ۹۶ زان جفاپیشه، کسانی‌که خبر می‌آرند
  37. شمارهٔ ۹۷ افغان که مرا همنفسان وانگذارند
  38. شمارهٔ ۹۸ بس که قاصد را بیازارد چو نام من برد
  39. شمارهٔ ۹۹ تلخکام غم او،‌ درد و دوا نشناسد
  40. شمارهٔ ۱۰۰ شب شوق بزم او رگ جانم گرفته بود
  41. شمارهٔ ۱۰۱ خوبان در آزمودن ما صد جفا کنند
  42. شمارهٔ ۱۰۲ نیم بسمل شدم از غمزه خودکامی چند
  43. شمارهٔ ۱۰۳ چند یارب غم دل در پی جان خواهد بود
  44. شمارهٔ ۱۰۴ گر چنین خون دل از دیده دمادم گذرد
  45. شمارهٔ ۱۰۵ دعای عمر به این صید مبتلا چه کند
  46. شمارهٔ ۱۰۶ بس که در خاطر قرار بی‌وفایی می‌دهد
  47. شمارهٔ ۱۰۷ مستی از لعل شراب آلود او معلوم شد
  48. شمارهٔ ۱۰۸ لبت در خنده با من، وز نگاهت جنگ می‌بارد
  49. شمارهٔ ۱۰۹ نا کرده کار دلبر من دل به کین نهاد
  50. شمارهٔ ۱۱۰ چون دیدی‌ام، نظر به زمین دوختن چه بود
  51. شمارهٔ ۱۱۱ آن جفا پیشه که آیین وفا نشناسد
  52. شمارهٔ ۱۱۲ دوش ازان شعله که در جان من سوخته بود
  53. شمارهٔ ۱۱۳ جفا کشی که ز بزم تو خوار برخیزد
  54. شمارهٔ ۱۱۴ ز جراحت تو ذوقی دل بی‌قرار دارد
  55. شمارهٔ ۱۱۵ هر دشمنیی که بخت بد کرد
  56. شمارهٔ ۱۱۶ آن نیست که دل به جا نشیند
  57. شمارهٔ ۱۱۷ چو همرهی به من آن سرو خوشخرام کند
  58. شمارهٔ ۱۱۸ بس که خواهد به من آن عربده‌گر ننشیند
  59. شمارهٔ ۱۱۹ سرگران دوش گذشتن زمن زار چه بود
  60. شمارهٔ ۱۲۰ دل به جان شب همه شب ز آه و فغانم دارد

متن اشعار به نقل از گنجور.