پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷

چو همرهی به من آن سرو خوشخرام کند

ز بیم طعنه، به هرکس رسد سلام کند!

خیال وصل تو در خاطر است خلقی را

کسی ملاحظه خاطر کدام کند؟

ز دیدن تو دلم یافت لذّتی که فلک

نعوذباللّه اگر فکر انتقام کند؟

رسانده مردن دل به آنکه گر خواهد

به یک نگاه دگر، کار خود تمام کند

نه آشنا و نه بیگانه‌ای، نمی‌دانم

که اختلاط چنین را کسی به نام کند

به آن رسیده که میلی ز تلخکامی هجر

می وصال تو بر خویشتن حرام کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹سرگران دوش گذشتن زمن زار چه بود
  2. شمارهٔ ۱۲۰دل به جان شب همه شب ز آه و فغانم دارد
  3. شمارهٔ ۱۲۱ز بس کان سست پیمان در حق من بدگمان باشد
  4. شمارهٔ ۱۲۲تا دمی دامان وصلش دست شوقم سر دهد
  5. شمارهٔ ۱۲۳چون شدم بسمل، به دستم دامن قاتل نماند
  6. شمارهٔ ۱۲۴چنان ز بیم رقیبان نظر به ره دارد
  7. شمارهٔ ۱۲۵زان زهر چشم، بس که دلم تلخکام شد
  8. شمارهٔ ۱۲۶ز نیازمندی من،‌ گرش احتراز باشد
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.