پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰

دل به جان شب همه شب ز آه و فغانم دارد

این سیه روز ندانم چه به جانم دارد

عشق پنهان کنم و هر که به سویم نگرد

دل تپد، کاین خبر از سوز نهانم دارد

این چنین پرده برانداز که او را دیدم

عنقریب است که رسوای جهانم دارد

تا نیاید به زبان، آنچه به دل دارم ازو

چشم افسونگر او بسته زبانم دارد

من دلخسته که لب تشنه شمشیر توام

گر همه آب حیات است، زیانم دارد

بس که بی‌تابی‌ام از عشق خود افزون بیند

تهمت آلود به عشق دگرانم دارد

همچو میلی کندم شهره تقاضای جنون

عشق هرچند که بی نام و نشانم دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲تا دمی دامان وصلش دست شوقم سر دهد
  2. شمارهٔ ۱۲۳چون شدم بسمل، به دستم دامن قاتل نماند
  3. شمارهٔ ۱۲۴چنان ز بیم رقیبان نظر به ره دارد
  4. شمارهٔ ۱۲۵زان زهر چشم، بس که دلم تلخکام شد
  5. شمارهٔ ۱۲۶ز نیازمندی من،‌ گرش احتراز باشد
  6. شمارهٔ ۱۲۷بس که در دل کار، پیکان خدنگ یار کرد
  7. شمارهٔ ۱۲۸باز مژگان ترم نوباوه خوناب کرد
  8. شمارهٔ ۱۲۹آنها که عتاب از لب خندان تو یابند
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.