پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲

رازم فسانه از نگه عاشقانه شد

بیهوده رازدار خجل در میانه شد

رسوایی‌ام ببین که ز شرم پیام من

قاصد به سوی او نتواند روانه شد

از بادهٔ خیال توام دوش دست داد

کیفیتی،‌ که نالهٔ زارم ترانه شد

با غیر وعده داد و مرا چون ز دور دید

برخاست از فریب و روان سوی خانه شد

شوقم ببین که با همه غیرت، به بزم تو

پیغام غیر، آمدنم را بهانه شد

میلی نیافت لذتی از بزم وصل تو

از بس خجل ز آمدن بیخودانه شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴شب، خواب پی به حال خرابم نمی‌برد
  2. شمارهٔ ۹۵ز بس که شوق مرا برقرار نگذارد
  3. شمارهٔ ۹۶زان جفاپیشه، کسانی‌که خبر می‌آرند
  4. شمارهٔ ۹۷افغان که مرا همنفسان وانگذارند
  5. شمارهٔ ۹۸بس که قاصد را بیازارد چو نام من برد
  6. شمارهٔ ۹۹تلخکام غم او،‌ درد و دوا نشناسد
  7. شمارهٔ ۱۰۰شب شوق بزم او رگ جانم گرفته بود
  8. شمارهٔ ۱۰۱خوبان در آزمودن ما صد جفا کنند
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.