پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۹۳

چو مرا به بزم بیند، زمیان کنار گیرد

عجب است کاین قدرها، ز من اعتبار گیرد

ز تپیدن دل خود، شب هجر در عذابم

که غمت نمی‌تواند که در آن قرار گیرد

ز دل رمیدهٔ من، عجب است عالمی را

که چو صید خون گرفته، ره آن سوار گیرد

به رهش نه ناصح آمد، ز پی نصیحت من

که به این بهانه او هم، سر راه یار گیرد

ز سر گناه میلی بگذر، مگیر بروی

که عنان چون تو مستی، نه به اختیار گیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵ز بس که شوق مرا برقرار نگذارد
  2. شمارهٔ ۹۶زان جفاپیشه، کسانی‌که خبر می‌آرند
  3. شمارهٔ ۹۷افغان که مرا همنفسان وانگذارند
  4. شمارهٔ ۹۸بس که قاصد را بیازارد چو نام من برد
  5. شمارهٔ ۹۹تلخکام غم او،‌ درد و دوا نشناسد
  6. شمارهٔ ۱۰۰شب شوق بزم او رگ جانم گرفته بود
  7. شمارهٔ ۱۰۱خوبان در آزمودن ما صد جفا کنند
  8. شمارهٔ ۱۰۲نیم بسمل شدم از غمزه خودکامی چند
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.