پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰

شب شوق بزم او رگ جانم گرفته بود

با آنکه دست رشک،‌ عنانم گرفته بود

آزار بین که صد گله کردم به پیش یار

با آنکه ز اضطراب، زبانم گرفته بود

از بزم وصل، راه برون شد نیافتم

از بس که آرزو به میانم گرفته بود

می‌خواستم که جان برم از صیدگاه عشق

صیّاد هجر، راه امانم گرفته بود

میلی ز جان سپردنم آگه نشد کسی

از بس که ضعف راه فغانم گرفته بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲نیم بسمل شدم از غمزه خودکامی چند
  2. شمارهٔ ۱۰۳چند یارب غم دل در پی جان خواهد بود
  3. شمارهٔ ۱۰۴گر چنین خون دل از دیده دمادم گذرد
  4. شمارهٔ ۱۰۵دعای عمر به این صید مبتلا چه کند
  5. شمارهٔ ۱۰۶بس که در خاطر قرار بی‌وفایی می‌دهد
  6. شمارهٔ ۱۰۷مستی از لعل شراب آلود او معلوم شد
  7. شمارهٔ ۱۰۸لبت در خنده با من، وز نگاهت جنگ می‌بارد
  8. شمارهٔ ۱۰۹نا کرده کار دلبر من دل به کین نهاد
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.