پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴

گر چنین خون دل از دیده دمادم گذرد

دیده برهم خورد و کار دل از هم گذرد

کاش بسمل شده‌ام بر سر ره بگذارند

شاید امروز مرا بیند و خرم گذرد

ای دل آغاز کن افسانه ایّام وصال

تا به مشغولی این قصّه، شب غم گذرد

اهل ماتم غم مرگم نخورند، ار سخنی

از جفاهای تو در حلقه ماتم گذرد

چون کنم شرح سخنهای وفا آمیزت

آرزوهای عجب در دل همدم گذرد

می‌تراود غم هجران ز دلم روز وصال

همچو خونابه زخمی که ز مرهم گذرد

آن زمان دعوی عشق تو رسد میلی را

که به یک گام تواند ز دو عالم گذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶بس که در خاطر قرار بی‌وفایی می‌دهد
  2. شمارهٔ ۱۰۷مستی از لعل شراب آلود او معلوم شد
  3. شمارهٔ ۱۰۸لبت در خنده با من، وز نگاهت جنگ می‌بارد
  4. شمارهٔ ۱۰۹نا کرده کار دلبر من دل به کین نهاد
  5. شمارهٔ ۱۱۰چون دیدی‌ام، نظر به زمین دوختن چه بود
  6. شمارهٔ ۱۱۱آن جفا پیشه که آیین وفا نشناسد
  7. شمارهٔ ۱۱۲دوش ازان شعله که در جان من سوخته بود
  8. شمارهٔ ۱۱۳جفا کشی که ز بزم تو خوار برخیزد
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.