پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱

کجا نظر به من آن شوخ خشمگین انداخت؟

مگر دمی که به سویم خدنگ کین انداخت

ز چین طرّه کزان خاک راه غالیه بوست

کمند فتنه به پای غزال چین انداخت

به بزم خواست که از من تهی کند پهلو

نشست و تکیه به یاران همنشین انداخت

ز پا فتادگی‌ام را همین نتیجه بس است

که سایه بر سرم آن سرو نازنین انداخت

فغان که ساختم از بیخودی پشیمانش

اگر نظر به من آن طفل شرمگین انداخت

به سوی میلی مسکین،‌نگاه پنهانش

چو ناوکی‌ست که صیدافکن از کمین انداخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳گلگون قبای من که بر ابرش برآمده‌ست
  2. شمارهٔ ۷۴هر لحظه دلم شکوه ز بدخوی دگر داشت
  3. شمارهٔ ۷۵پروانه گر ز خلق نهان درد و داغ داشت
  4. شمارهٔ ۷۶چو دل فتاد ز پا، غمزه‌‌اش ز کین برخاست
  5. شمارهٔ ۷۷گذشت دور گل و یار سوی باغ نرفت
  6. شمارهٔ ۷۸در پهلوی اغیار به هر سو نظری داشت
  7. شمارهٔ ۷۹حیا گر ز عاشق به غایت خوش است
  8. شمارهٔ ۸۰بر سر مژگان هجوم اشک گلگون من است
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.