پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی

مثنویات

۱۰۰ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ - امیر خسرو در قرآن السعدین شرح می‌دهد که چون سلطان به «خان جهان» اقطاع «اوده»را عطا کرد ، وی با «خان جهان» در انجا ماند با علم فتح دران راه دور
  2. شمارهٔ ۲ - مگر آرزوی دیدن ما در و دوستان و خویشان او را باز به دهلی آورد: من ز پی شرم خداوند خویش
  3. شمارهٔ ۳ - سلطان کیقباد، گر چه جوان عشرت پسند و عیاش بود مگر از فهم شعر بی بهره نبود وامیر خسرو را صله داد و مکلف به نظم آوردن شرح دیدار او سال پیش بین پسر و پدر (کیقباد و ناصرالدین محمود) نمود، زیرا امیر خسرو خود گواه آن وقایع بود که، آن زمان سبب استحکام بعد دو روزی که رسیدم ز راه
  4. شمارهٔ ۴ - اینک شاعر بیان می کند که چسان قران السعدین را به نظم آورد: از درشه با همه شرمندگی
  5. شمارهٔ ۵ - چنان به‌نظر می‌رسد که آن سلطان عشرت‌طلب و هر‌دم‌خیال، به این کتاب توجه نکرد و آن همه زر را که وعده کرده بود به امیر خسرو نداد، مگر امیر خسرو ازینکه مثنوی دل‌انگیزی گماشته است‌، خرسند بود: گرچه شد از بهر چنین نامه‌ای
  6. شمارهٔ ۶ - از اینجاست که از مدح کردن اظهار بیزاری و از اهل زمانه گله می‌کند گرمی دل نیست چو حاصل مرا
  7. شمارهٔ ۷ - (امیر خسرو ، درطی زندگی دور و دراز خویش باین توبه که در نزدیکی چهل سالگی کرده پابند نمی‌ماند، چنانکه دربیان سرگذشت او خواندیم ) با این هم، امیر خسرو آرزوی واثق داشته تا در قران السعدین تازگی‌های ادبی بیارد: چند گهم بود به دل این خیال
  8. شمارهٔ ۸ - عزم وی ، بر ایجاد گری ، درین ابیات شرح یافته : آنچه زسر جوش دل نقشبند
  9. شمارهٔ ۹ - محض به سخن شناسان حق خورده گیری را قایل است: آن که شناسندهٔ این گوهرست
  10. شمارهٔ ۱۰ - گر چه در پایان سرودن این اشعار بخود چنین خطاب کرده بود: لیک اگر پند من آری به گوش
  11. شمارهٔ ۱۱ - امیر خسرو‌، در ایام نگاشتن اشعار قران السعدین هنوز مثنوی‌های خمسه را به جواب خمسه زنی می ننوشته است خود ملتفت است که این مثنوی او بر سبک نظامی است و آن استاد بزرگ را می‌ستاید: ور هوس مثنوی‌ات در دل است
  12. شمارهٔ ۱۲ - استاد دیگر، سعدی را نیز می‌ستاید: ور غزلت یاد جوانی دهد
  13. شمارهٔ ۱۳ - (در پی این فهرست منظوم ابیات گزیده‌ای را از حمد، مناجات، نعت و معراج می‌آریم که محسنات معنوی عمده دارد) حمد: حمد خداوند سرایم نخست
  14. شمارهٔ ۱۴ - مناجات من که به حکم تو درین کارگاه
  15. شمارهٔ ۱۵ - نعت پیش رو کوکبه انبیاء
  16. شمارهٔ ۱۶ - معراج رفته و باز آمده در یک زمان
  17. شمارهٔ ۱۷ - (حرکت ناصرالدین از لکهنو تی بنگال به سرزمین بیهار): یافت خبر خسرو مشرق پناه
  18. شمارهٔ ۱۸ - (شرح حال پسری کیقبا دهلی): شه به چنین وقت برآهنگ می
  19. شمارهٔ ۱۹ - (در اثر حدوث وقایع دیگر حرکت سپاه چند هفته به تاخیرافتاد، تاآنکه سپا بسوی منزل اول ، یعنی تلیت و افغان پور عازم شد ) در وسط ماه ربیع نخست
  20. شمارهٔ ۲۰ - پیام پدر کز پدر اول برسانش سلام
  21. شمارهٔ ۲۱ - جواب پسر گفت به حاجب که بشه باز پوی
  22. شمارهٔ ۲۲ - پیام پدر ای سر از آئین وفا تافته !
  23. شمارهٔ ۲۳ - جواب پسر داد جوابی ادب آمیخته
  24. شمارهٔ ۲۴ - پیام پدر ای ز نسب گشته سزای سریر
  25. شمارهٔ ۲۵ - جواب پسر ای شه مشرق شده چون آفتاب
  26. شمارهٔ ۲۶ - (ناصرالدین محمود فرزند کهتر خود کیکاوس را با تحایف فرستاد) پادشه شرق، که آن مژده یافت
  27. شمارهٔ ۲۷ - (کیقباد از دیدن برادر خود کیکاوس شادمان شد) شاه به رویش چو نظر کرد چست
  28. شمارهٔ ۲۸ - ملاقات پدر و پسر لحظهٔ قران السعدین روز چو آخر شد و گرما گذشت
  29. شمارهٔ ۲۹ - (اندرز پدر به پسر) چون به سخن رفت بسی داوری
  30. شمارهٔ ۳۰ - (وداع پدر و پسر ) شب چو وداع مه و سیاره کرد
  31. شمارهٔ ۳۱ - (بازگشتن کیقباد بسوی دهلی ) کرد چو ره در سرطان آفتاب
  32. شمارهٔ ۳۲ - ( رسیدن کیقباد به دهلی ) رخش طلب کرد شه کام گار
  33. شمارهٔ ۳۳ - صفت دهلی حضرت دهلی کنف دین و داد
  34. شمارهٔ ۳۴ - صفت مسجد جامع مسجد جامع که ز فیض اله
  35. شمارهٔ ۳۵ - صفت مناره شکل مناره چو ستونی ز سنگ
  36. شمارهٔ ۳۶ - صفت حوض در کمر سنگ میان دو کوه
  37. شمارهٔ ۳۷ - صفت مردم شهر مردم او جمله فرشته سرشت
  38. شمارهٔ ۳۸ - در صفت موسم گرمای هند خانه چو خورشید به جوزا گرفت
  39. شمارهٔ ۳۹ - در وصف کشتی هندی ساخته از حکمت کار آگهان
  40. شمارهٔ ۴۰ - در صفت باران موسمی هند کرد چو ره در سرطان آفتاب
  41. شمارهٔ ۴۱ - در وصف پیل جنگی هندی پیل چو کوهی که بود بی‌سکون
  42. شمارهٔ ۴۲ - صفت طعام هندی گرم‌ترین کارگزاران خوان
  43. شمارهٔ ۴۳ - در وصف جویدن «پان در هند» بیره تنبول که صد برگ بست
  44. شمارهٔ ۴۴ - صفت زنان مطربهٔ هندی شد زن مطرب به نوا پروری
  45. شمارهٔ ۴۵ - نمونهٔ کامل صنایع لفظی و معنوی در اشعار قران السعدین ایجاز گر چه پدر بر سر تختش کشید
  46. شمارهٔ ۴۶ - تشبیه و تمثیل لشکر اسلام که آنجا رسید
  47. شمارهٔ ۴۷ - تخیل جوهری شام به سودا گری
  48. شمارهٔ ۴۸ - صبح چون دل شب حاملهٔ مهر گشت
  49. شمارهٔ ۴۹ - دیگر صنایع بدیعی: مستی او مایهٔ هشیاریش
  50. شمارهٔ ۵۰ - عکس و تبدیل چرخ نداند در و دیوار کس
  51. شمارهٔ ۵۱ - حسن تعلیل جانب سایه شده مردم روان
  52. شمارهٔ ۵۲ - لف و نشر آب در از تاج و قبا و کمر
  53. شمارهٔ ۵۳ - جمع تفریق تقسیم تیغ خوش و تیغ زبان ناخوش است
  54. شمارهٔ ۵۴ - تجرید خسرو من! بگذر از بن گفتگوی
  55. شمارهٔ ۵۵ - تجنیس باش به کامم که به کام توام
  56. شمارهٔ ۵۶ - قلب تا به سریر عرب آن جم نشست
  57. شمارهٔ ۵۷ - اشتقاق و شبه اشتقاق دیده که نادیدهٔ دیدار تست
  58. شمارهٔ ۵۸ - سیاق الاعداد پنج طرف چتر چو مهر سپهر
  59. شمارهٔ ۵۹ - مراعات النظیر آهوی مشکین و سرش باد شاخ
  60. شمارهٔ ۶۰ - ردالعجز علی الصدر عود قماری که همی داد دود

متن اشعار به نقل از گنجور.