پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

مثنویات

شمارهٔ ۳۵ - صفت مناره

شکل مناره چو ستونی ز سنگ

از پی سقف فلک شیشه رنگ

آن که ز زر بر سرش افسرشده است

سنگ ز نزدیکی خور زر شده است

سنجر سنگین که ستون سپهر

آمده از مهر و شده هم به مهر

سنگ وی از بس که به خورشید شود

زو از خورشید عیاری نمود

از پی بررفتن هفت آسمان

کرد زمین تا به فلک نرد بان

گرد سرش کرد موذن چو گشت

قامتش از مسجد عیسی گذشت

موذنش آن جا که اقامت کشید

قامت موذن نتواند رسید

مسجد جامع ، زدرون ، چون بهشت

حوض ، زبیرون ، شده گوهر سرشت

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۳۷ - صفت مردم شهرمردم او جمله فرشته سرشت
  2. شمارهٔ ۳۸ - در صفت موسم گرمای هندخانه چو خورشید به جوزا گرفت
  3. شمارهٔ ۳۹ - در وصف کشتی هندیساخته از حکمت کار آگهان
  4. شمارهٔ ۴۰ - در صفت باران موسمی هندکرد چو ره در سرطان آفتاب
  5. شمارهٔ ۴۱ - در وصف پیل جنگی هندیپیل چو کوهی که بود بی‌سکون
  6. شمارهٔ ۴۲ - صفت طعام هندیگرم‌ترین کارگزاران خوان
  7. شمارهٔ ۴۳ - در وصف جویدن «پان در هند»بیره تنبول که صد برگ بست
  8. شمارهٔ ۴۴ - صفت زنان مطربهٔ هندیشد زن مطرب به نوا پروری
همه‌ی مثنویات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.