پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

مثنویات

شمارهٔ ۵۴ - تجرید

خسرو من! بگذر از بن گفتگوی

نیکی خویش و بد مردم مگوی

چشم تو از عیب تو دیدن تهی است

از دگری پرس که عیب تو چیست

چشم بخود باز مکن چون خسان

بین سوی خود لیک به چشم کسان

پیل طلب کرد، شه، پیل زور

کاورد آن بی نمکان را به شور

همچو کمان پر خم و تیر از میان

تیر ستاده است و کمانش روان

از رخ خود، پیش تو، خاقان چین

صورت چین کرده بروی زمین

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۵۶ - قلبتا به سریر عرب آن جم نشست
  2. شمارهٔ ۵۷ - اشتقاق و شبه اشتقاقدیده که نادیدهٔ دیدار تست
  3. شمارهٔ ۵۸ - سیاق الاعدادپنج طرف چتر چو مهر سپهر
  4. شمارهٔ ۵۹ - مراعات النظیرآهوی مشکین و سرش باد شاخ
  5. شمارهٔ ۶۰ - ردالعجز علی الصدرعود قماری که همی داد دود
  6. شمارهٔ ۶۱ - ترصیعباده نوشین به صفا خواست کرد
  7. شمارهٔ ۶۲ - ذوقا فیتینتن ز غنیمت به هزیمت سپرد
  8. شمارهٔ ۶۳ - تنسیق الصفاتباد! همه وقت، به شادی و ناز
همه‌ی مثنویات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.