پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

مثنویات

شمارهٔ ۳ - سلطان کیقباد، گر چه جوان عشرت پسند و عیاش بود مگر از فهم شعر بی بهره نبود وامیر خسرو را صله داد و مکلف به نظم آوردن شرح دیدار او سال پیش بین پسر و پدر (کیقباد و ناصرالدین محمود) نمود، زیرا امیر خسرو خود گواه آن وقایع بود که، آن زمان سبب استحکام

بعد دو روزی که رسیدم ز راه

زآمدنم زود خبر شد به شاه

حاجبی آمد بشتابندگی

داد نویدم به صف بندگی

شه چو در چیدهٔ من دیده تر

مهره بچید از ندمای دیگر

گفت که : ای ختم سخن پروران!

ریزه خور خوانچهٔ تو دیگران

از دل پاکت که هنر پرور ست

همت ما را طلبی در سرست

گر تو درین فن کنی اندیشه چست

از تو شود خواستهٔ من درست

خواسته چندانت رسانم ز گنج

کز پی خواهش نبری هیچ رنج

گفتمش: ای تاجور جم جناب!

بخت ندیده چو تو شاهی به خواب

من که بوم داعی مدحت طراز؟

تا چو توئی را به من آید نیاز؟

باغ ، نه از گل طلبد رنگ وبوی

ابر ، نه از قطره بود آب جوی

حاصلم از طبع کژ و فکر سست

نیست مگر پارسی نادرست!

گر غرض شاه براید بدان

دولت من روی نماید بدان

گفت : چنان بایدم، ای سحر سنج!

کز پی من روی نه پیچی ز رنج

جسم سخن را به هنر جان دهی

شرح ملاقات دو سلطان دهی

نظم کنی جمله به سحر زبان

قصهٔ من با پدر مهربان

تا اگرم هجر درآرد ز پای

آیدم از خواندن آن دل به جای !

این سخنم گفت و به گنجور جود

از نظر لطف اشارت نمود

برد مرا خازن دولت چو باد

مهر زر و خلعت شاهیم داد

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۵ - چنان به‌نظر می‌رسد که آن سلطان عشرت‌طلب و هر‌دم‌خیال، به این کتاب توجه نکرد و آن همه زر را که وعده کرده بود به امیر خسرو نداد، مگر امیر خسرو ازینکه مثنوی دل‌انگیزی گماشته است‌، خرسند بود:گرچه شد از بهر چنین نامه‌ای
  2. شمارهٔ ۶ - از اینجاست که از مدح کردن اظهار بیزاری و از اهل زمانه گله می‌کندگرمی دل نیست چو حاصل مرا
  3. شمارهٔ ۷ - (امیر خسرو ، درطی زندگی دور و دراز خویش باین توبه که در نزدیکی چهل سالگی کرده پابند نمی‌ماند، چنانکه دربیان سرگذشت او خواندیم ) با این هم، امیر خسرو آرزوی واثق داشته تا در قران السعدین تازگی‌های ادبی بیارد:چند گهم بود به دل این خیال
  4. شمارهٔ ۸ - عزم وی ، بر ایجاد گری ، درین ابیات شرح یافته :آنچه زسر جوش دل نقشبند
  5. شمارهٔ ۹ - محض به سخن شناسان حق خورده گیری را قایل است:آن که شناسندهٔ این گوهرست
  6. شمارهٔ ۱۰ - گر چه در پایان سرودن این اشعار بخود چنین خطاب کرده بود:لیک اگر پند من آری به گوش
  7. شمارهٔ ۱۱ - امیر خسرو‌، در ایام نگاشتن اشعار قران السعدین هنوز مثنوی‌های خمسه را به جواب خمسه زنی می ننوشته است خود ملتفت است که این مثنوی او بر سبک نظامی است و آن استاد بزرگ را می‌ستاید:ور هوس مثنوی‌ات در دل است
  8. شمارهٔ ۱۲ - استاد دیگر، سعدی را نیز می‌ستاید:ور غزلت یاد جوانی دهد
همه‌ی مثنویات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.