پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

مثنویات

شمارهٔ ۲ - مگر آرزوی دیدن ما در و دوستان و خویشان او را باز به دهلی آورد:

من ز پی شرم خداوند خویش

رفته ز جای خود و پیوند خویش

مادر من پیرزن سبحه سنج

مانده به دهلی ز فراقم به رنج

روز و شب از دوری من بی‌قرار

سوختهٔ داغ من خام کار

حال خود ونامهٔ امیدوار

باز نمودم به خداوند گار

داد اجازت به رضای تمام

تا نهم اندر رهٔ مقصود گام

خرچ رهم زان کف دریا اثر

گرم روان کرد دو کشتی زر

تا زچنان بخشش مفلس پناه

شکرکنان پای نهادم به راه

شوق کشان کرد گریبان من

گریه زده دست به دامان من

حامل خون کرد غم مادرم

زاد همین بود به راه اندرم

قطع کنان راه چوپیکان تیز

بلکه چوتیر آمد اندر گریز

یک مه کامل بکشیدم عنان

راه چنین بودو کشش آن چنان

هم چو مه عید خوش وشاد بهر

درمه ذیقعده رسیدم به شهر

خنده زنان همچو گل بوستان

چشم گشادم به رخ دوستان

مرغ خزان دیده به بستان رسید

تشنهٔ به سرچشمهٔ حیوان رسید

مرده دل از حال پریشان خویش

زنده شد از دیدن خویشان خویش

دیده نهادم به هزاران نیاز

بر قدم مادر آژرم ساز

مادر من خستهٔ تیمار من

چون نظر افگند به دیدار من

پرده ز روی شفقت بر گرفت

اشک فشانان ببرم در گرفت

داد سکونی دل آشفته را

کرد وفا نذر پذیرفته را

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۴ - اینک شاعر بیان می کند که چسان قران السعدین را به نظم آورد:از درشه با همه شرمندگی
  2. شمارهٔ ۵ - چنان به‌نظر می‌رسد که آن سلطان عشرت‌طلب و هر‌دم‌خیال، به این کتاب توجه نکرد و آن همه زر را که وعده کرده بود به امیر خسرو نداد، مگر امیر خسرو ازینکه مثنوی دل‌انگیزی گماشته است‌، خرسند بود:گرچه شد از بهر چنین نامه‌ای
  3. شمارهٔ ۶ - از اینجاست که از مدح کردن اظهار بیزاری و از اهل زمانه گله می‌کندگرمی دل نیست چو حاصل مرا
  4. شمارهٔ ۷ - (امیر خسرو ، درطی زندگی دور و دراز خویش باین توبه که در نزدیکی چهل سالگی کرده پابند نمی‌ماند، چنانکه دربیان سرگذشت او خواندیم ) با این هم، امیر خسرو آرزوی واثق داشته تا در قران السعدین تازگی‌های ادبی بیارد:چند گهم بود به دل این خیال
  5. شمارهٔ ۸ - عزم وی ، بر ایجاد گری ، درین ابیات شرح یافته :آنچه زسر جوش دل نقشبند
  6. شمارهٔ ۹ - محض به سخن شناسان حق خورده گیری را قایل است:آن که شناسندهٔ این گوهرست
  7. شمارهٔ ۱۰ - گر چه در پایان سرودن این اشعار بخود چنین خطاب کرده بود:لیک اگر پند من آری به گوش
  8. شمارهٔ ۱۱ - امیر خسرو‌، در ایام نگاشتن اشعار قران السعدین هنوز مثنوی‌های خمسه را به جواب خمسه زنی می ننوشته است خود ملتفت است که این مثنوی او بر سبک نظامی است و آن استاد بزرگ را می‌ستاید:ور هوس مثنوی‌ات در دل است
همه‌ی مثنویات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.