پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

مثنویات

شمارهٔ ۳۱ - (بازگشتن کیقباد بسوی دهلی )

کرد چو ره در سرطان آفتاب

چشمهٔ خورشید فرو شد به آب

ابر سراپرده به بالا کشید

سبزه صف خویش به صحرا کشید

تندی سیلاب ز بالای کوه

از شعب آورد زمین را ستوه

برق به هر سوی به تابی دگر

دشت به هر جوی به آبی دگر

شالی سرسبز ندانم ز چیست

کآب گذشتش ز سر، آنگاه زیست

آب فراخی همه ره تا به گنگ

آمده لشکر همه از آب تنگ

پای ستوران به زمین درشده

گاو زمین را سم‌شان سر شده

بود به هرجا که نزول سپاه

تنگی جو بود و فراخی کاه

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۳۳ - صفت دهلیحضرت دهلی کنف دین و داد
  2. شمارهٔ ۳۴ - صفت مسجد جامعمسجد جامع که ز فیض اله
  3. شمارهٔ ۳۵ - صفت منارهشکل مناره چو ستونی ز سنگ
  4. شمارهٔ ۳۶ - صفت حوضدر کمر سنگ میان دو کوه
  5. شمارهٔ ۳۷ - صفت مردم شهرمردم او جمله فرشته سرشت
  6. شمارهٔ ۳۸ - در صفت موسم گرمای هندخانه چو خورشید به جوزا گرفت
  7. شمارهٔ ۳۹ - در وصف کشتی هندیساخته از حکمت کار آگهان
  8. شمارهٔ ۴۰ - در صفت باران موسمی هندکرد چو ره در سرطان آفتاب
همه‌ی مثنویات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.