پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

مثنویات

شمارهٔ ۴۷ - تخیل

جوهری شام به سودا گری

کرده گهر پیش کش مشتری

چرخ یکی حلقهٔ انگشترین

بر سر یک حلقه هزاران نگین

با همه چون سایه شده هم نشست

یک تن و هر جا که بجوئیش هست

گرم شود بر همه بی هیچ کین

پس ز حیا در رود اندر زمین

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۴۹ - دیگر صنایع بدیعی:مستی او مایهٔ هشیاریش
  2. شمارهٔ ۵۰ - عکس و تبدیلچرخ نداند در و دیوار کس
  3. شمارهٔ ۵۱ - حسن تعلیلجانب سایه شده مردم روان
  4. شمارهٔ ۵۲ - لف و نشرآب در از تاج و قبا و کمر
  5. شمارهٔ ۵۳ - جمع تفریق تقسیمتیغ خوش و تیغ زبان ناخوش است
  6. شمارهٔ ۵۴ - تجریدخسرو من! بگذر از بن گفتگوی
  7. شمارهٔ ۵۵ - تجنیسباش به کامم که به کام توام
  8. شمارهٔ ۵۶ - قلبتا به سریر عرب آن جم نشست
همه‌ی مثنویات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.