پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

مثنویات

شمارهٔ ۲۴ - پیام پدر

ای ز نسب گشته سزای سریر

ور پسری ، همچو پدر بی نظیر

چشم منی !هیچ غباری میار

دیده نشاید که بود پرغبار

تاتو ندانی که درین جستجوی

از پی ملک ست مرا گفتگوی

گر چه توانم ز تو این پا یه برد

از تو ستانم ، بکه خواهم سپرد ؟

بهر خدا صورت خویشم نمای

روی مگردان و بترس از خدای

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۲۶ - (ناصرالدین محمود فرزند کهتر خود کیکاوس را با تحایف فرستاد)پادشه شرق، که آن مژده یافت
  2. شمارهٔ ۲۷ - (کیقباد از دیدن برادر خود کیکاوس شادمان شد)شاه به رویش چو نظر کرد چست
  3. شمارهٔ ۲۸ - ملاقات پدر و پسر لحظهٔ قران السعدینروز چو آخر شد و گرما گذشت
  4. شمارهٔ ۲۹ - (اندرز پدر به پسر)چون به سخن رفت بسی داوری
  5. شمارهٔ ۳۰ - (وداع پدر و پسر )شب چو وداع مه و سیاره کرد
  6. شمارهٔ ۳۱ - (بازگشتن کیقباد بسوی دهلی )کرد چو ره در سرطان آفتاب
  7. شمارهٔ ۳۲ - ( رسیدن کیقباد به دهلی )رخش طلب کرد شه کام گار
  8. شمارهٔ ۳۳ - صفت دهلیحضرت دهلی کنف دین و داد
همه‌ی مثنویات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.