پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

مثنویات

شمارهٔ ۲۶ - (ناصرالدین محمود فرزند کهتر خود کیکاوس را با تحایف فرستاد)

پادشه شرق، که آن مژده یافت

روش ، چو خورشید زمشرق، بتافت

روی به کاووس کی آورد و گفت

تا شود آن ماه بخورشید جفت

سوی برادر شود آراسته

با سپه و کوکبهٔ و خواسته

جست، پی هدیه نصیحت گران

دیده فروز همه قیمت گران

جامه هندی که ندانند نام

از تنگی تن بنماید تمام

عود به خروار قرنفل به من

خرمنی از نافهٔ مشک ختن

عنبر و کافور معنبر سرشت

صندل خالص چو درخت بهشت

سر به فلک برده بسی ژنده پیل

کوه گران را به قیامت دلیل

داد به شهزاده و کردش روان

ساخته با کوکبهٔ خسروان

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۲۸ - ملاقات پدر و پسر لحظهٔ قران السعدینروز چو آخر شد و گرما گذشت
  2. شمارهٔ ۲۹ - (اندرز پدر به پسر)چون به سخن رفت بسی داوری
  3. شمارهٔ ۳۰ - (وداع پدر و پسر )شب چو وداع مه و سیاره کرد
  4. شمارهٔ ۳۱ - (بازگشتن کیقباد بسوی دهلی )کرد چو ره در سرطان آفتاب
  5. شمارهٔ ۳۲ - ( رسیدن کیقباد به دهلی )رخش طلب کرد شه کام گار
  6. شمارهٔ ۳۳ - صفت دهلیحضرت دهلی کنف دین و داد
  7. شمارهٔ ۳۴ - صفت مسجد جامعمسجد جامع که ز فیض اله
  8. شمارهٔ ۳۵ - صفت منارهشکل مناره چو ستونی ز سنگ
همه‌ی مثنویات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.