پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

مثنویات

شمارهٔ ۲۵ - جواب پسر

ای شه مشرق شده چون آفتاب

وز تو جهان در حد مغرب به تاب

گر همه بر ماه رسد افسرم

هم به ته پای تو باشد سرم

رو تو چو خورشید ز مشرق برآی

من بسم، اسکندر مغرب گشای

تا تو به مشرق بوی و من به غرب

حربه خورد هرکه درآید به حرب

ور به ملاقات رهی رای تست

افسر من خدمتی پای تست

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۲۷ - (کیقباد از دیدن برادر خود کیکاوس شادمان شد)شاه به رویش چو نظر کرد چست
  2. شمارهٔ ۲۸ - ملاقات پدر و پسر لحظهٔ قران السعدینروز چو آخر شد و گرما گذشت
  3. شمارهٔ ۲۹ - (اندرز پدر به پسر)چون به سخن رفت بسی داوری
  4. شمارهٔ ۳۰ - (وداع پدر و پسر )شب چو وداع مه و سیاره کرد
  5. شمارهٔ ۳۱ - (بازگشتن کیقباد بسوی دهلی )کرد چو ره در سرطان آفتاب
  6. شمارهٔ ۳۲ - ( رسیدن کیقباد به دهلی )رخش طلب کرد شه کام گار
  7. شمارهٔ ۳۳ - صفت دهلیحضرت دهلی کنف دین و داد
  8. شمارهٔ ۳۴ - صفت مسجد جامعمسجد جامع که ز فیض اله
همه‌ی مثنویات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.