فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱۲۱ - در هنگام زیارت مدینهٔ منوره گفته و در آن خاک نهفته است ای شفیع صد هزار امت چو خاقانی به حشر
- شمارهٔ ۱۲۲ تو مار صورتی و همیشه شکرخوری
- شمارهٔ ۱۲۳ شکست این دلم نادرست اعتقادی
- شمارهٔ ۱۲۴ - در مدح اقضی القضاة عز الدین بوعمران امام ملت چارم که آسمان ششم
- شمارهٔ ۱۲۵ - در استغنای طبع شاخ دولت به نزد خاقانی
- شمارهٔ ۱۲۶ خاقانیا به بغداد اهل وفا چه جوئی
- شمارهٔ ۱۲۷ - در مرثیهٔ امیر رشید الدین اسد شروانی آه و دردا که شبیخون اجل
- شمارهٔ ۱۲۸ - در مدح خاقان اعظم منوچهر شروان شاه ولینعمتم کیست خاقان اعظم
- شمارهٔ ۱۲۹ - در نکوهش زن زخم بر دل رسید خاقانی
- شمارهٔ ۱۳۰ تا تو ناز فروتران نکشی
- شمارهٔ ۱۳۱ فتنه تا اندکی بود صعب است
- شمارهٔ ۱۳۲ - در مرثیه امام ناصر الدین ابراهیم باکوئی از مرگ براهیم که علامهٔ دین بود
- شمارهٔ ۱۳۳ سپهر مکارم صفی کز صفاتش
- شمارهٔ ۱۳۴ وفا جستن از خلق خاقانیا بس
- شمارهٔ ۱۳۵ نیت من نکوست در حق دوست
- شمارهٔ ۱۳۶ - در مدح خاموشی خاقانی ار زبان ز سخن بست حق اوست
- شمارهٔ ۱۳۷ پیشوای علما جامهٔ من
- شمارهٔ ۱۳۸ - در مرثیهٔ عز الدین بوعمران جهان را آه آه از دل برآمد
- شمارهٔ ۱۳۹ چه شد که بادیه بربود رنگ خاقانی
- شمارهٔ ۱۴۰ - در مرثیهٔ امام ابو عمر و اسعد خبر برآمد کان آفتاب شرع فرو شد
- شمارهٔ ۱۴۱ گر به شروانم اهل دل میماند
- شمارهٔ ۱۴۲ ای روح صفات اهرمن بند
- شمارهٔ ۱۴۳ - در مدح مظفر الدین قزل ارسلان ایلدگز ای تاجدار خسرو مغرب که شاه چرخ
- شمارهٔ ۱۴۴ خدای داند معنی میان نطفه نهادن
- شمارهٔ ۱۴۵ هرکه را غره کرد دولت نیز
- شمارهٔ ۱۴۶ - در توصیف قلم و دوات خود دوات من ز برون جدول و درون دریاست
- شمارهٔ ۱۴۷ منصب تدریس خون گوید از آنک
- شمارهٔ ۱۴۸ - ایضا در مرثیهٔ امام محمد یحیی و خفه شدن او به دست غزان های خاقانی تو را جای شکر ریز است و شکر
- شمارهٔ ۱۴۹ - در مرثیهٔ خواجه ناصر الدین ابراهیم عارف گنجهای خاقانیا عروس صفا را به دست فقر
- شمارهٔ ۱۵۰ اندرین هفت هشت نه صدیق
- شمارهٔ ۱۵۱ - در هجو شهر زوری شهر زوری گدا بود خاصه
- شمارهٔ ۱۵۲ - در تقاضای ده شتر از امیر الحاج ای که هر دم ز تبت خلقت
- شمارهٔ ۱۵۳ همه عیباند زنان و آن همه را
- شمارهٔ ۱۵۴ همه هم شهریان خاقانی
- شمارهٔ ۱۵۵ میسزد قبلهٔ خاقانی از آن
- شمارهٔ ۱۵۶ خاقانیا ز نان طلبی آب رخ مریز
- شمارهٔ ۱۵۷ شب نباشد که آه خاقانی
- شمارهٔ ۱۵۸ تا به ارمن رسیدهام بر من
- شمارهٔ ۱۵۹ هر که در قوم بزرگ است امامش خوانند
- شمارهٔ ۱۶۰ چون گشایند اهل همت دست خود
- شمارهٔ ۱۶۱ دولت نو است و کار نو و کارکن نو است
- شمارهٔ ۱۶۲ - در موعظه از بدان نیک ترس خاقانی
- شمارهٔ ۱۶۳ چون به حد کوفه باز آیند حاج از بادیه
- شمارهٔ ۱۶۴ خاقانی اگرچه نیک اهلی
- شمارهٔ ۱۶۵ تارمویم به من نمود سپید
- شمارهٔ ۱۶۶ رشتهٔ کژ داشتی در سر مگر خاقانیا
- شمارهٔ ۱۶۷ جوی دل رفته دار خاقانی
- شمارهٔ ۱۶۸ یار مردم مار و کژدم دان کنون خاقانیا
- شمارهٔ ۱۶۹ دور کمال پانصد هجرت شناس و بس
- شمارهٔ ۱۷۰ بر اهل کرم لرز خاقانیا
- شمارهٔ ۱۷۱ - در مرثیهٔ وحید الدین عم خود خاک بر سر پاش خاقانی و در خون خسب از آنک
- شمارهٔ ۱۷۲ - در مرثیهٔ وحید الدین عموی خود رفت آنکه فیلسوف جهان بود و بر جهان
- شمارهٔ ۱۷۳ ز رهنمون بدی نیک ترس خاقانی
- شمارهٔ ۱۷۴ دست بر پای آز نه یک چند
- شمارهٔ ۱۷۵ ای شاه دو معنی را نامد به تو خاقانی
- شمارهٔ ۱۷۶ ای امیر امرای سخن و شاه سخا
- شمارهٔ ۱۷۷ فضل درد سر است خاقانی
- شمارهٔ ۱۷۸ - در رثاء فرزند وقت مردن رشید را گفتم
- شمارهٔ ۱۷۹ دور دور بدی است خاقانی
- شمارهٔ ۱۸۰ چون امیدم بریده نیست ز تو
متن اشعار به نقل از گنجور.