پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۱۳۹

چه شد که بادیه بربود رنگ خاقانی

که صبح فام شد از راه و شام‌گون آمد

در آفتاب نبینی که شد اسیر کسوف

چو تیغ زنگ زده در میان خون آمد

میار طعنه در آن کش سموم بادیه سوخت

که آن سفر ز عذاب سقر فزون آمد

مکن به لون سیه دیگ را شکسته، ببین

که از دهان کدام اژدها برون آمد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۴۱گر به شروانم اهل دل می‌ماند
  2. شمارهٔ ۱۴۲ای روح صفات اهرمن بند
  3. شمارهٔ ۱۴۳ - در مدح مظفر الدین قزل ارسلان ایلدگزای تاجدار خسرو مغرب که شاه چرخ
  4. شمارهٔ ۱۴۴خدای داند معنی میان نطفه نهادن
  5. شمارهٔ ۱۴۵هرکه را غره کرد دولت نیز
  6. شمارهٔ ۱۴۶ - در توصیف قلم و دوات خوددوات من ز برون جدول و درون دریاست
  7. شمارهٔ ۱۴۷منصب تدریس خون گوید از آنک
  8. شمارهٔ ۱۴۸ - ایضا در مرثیهٔ امام محمد یحیی و خفه شدن او به دست غزانهای خاقانی تو را جای شکر ریز است و شکر
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.