پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۱۴۲

ای روح صفات اهرمن بند

وی نوک سنان آسمان رند

در نعش و پرن زنند طعنه

نظم تو و نثرت ای خداوند

هر بیخ ستم که دهر بنشاند

رای تو به دست عقل برکند

افریدون دولتی عدو را

در زندان آر و پای بربند

کو نیست به جور کم ز ضحاک

نی زندانت کم از دماوند

فردا که نهد سوار آفاق

بر ابلق چرخ زین زر کند

تو نیز به زیر ران در آری

آن رخش تکاور هنرمند

گوئی که خدای آفریده است

قلزم ز بر ستام اروند

بینند به خوند خصم و بر خصم

تیغ تو گری و آسمان خند

انشاء الله که فتح و نصرت

با رایت تو کنند پیوند

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۴۴خدای داند معنی میان نطفه نهادن
  2. شمارهٔ ۱۴۵هرکه را غره کرد دولت نیز
  3. شمارهٔ ۱۴۶ - در توصیف قلم و دوات خوددوات من ز برون جدول و درون دریاست
  4. شمارهٔ ۱۴۷منصب تدریس خون گوید از آنک
  5. شمارهٔ ۱۴۸ - ایضا در مرثیهٔ امام محمد یحیی و خفه شدن او به دست غزانهای خاقانی تو را جای شکر ریز است و شکر
  6. شمارهٔ ۱۴۹ - در مرثیهٔ خواجه ناصر الدین ابراهیم عارف گنجه‌ایخاقانیا عروس صفا را به دست فقر
  7. شمارهٔ ۱۵۰اندرین هفت هشت نه صدیق
  8. شمارهٔ ۱۵۱ - در هجو شهر زوریشهر زوری گدا بود خاصه
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.