پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۱۴۴

خدای داند معنی میان نطفه نهادن

به دست مرد جز این نیست کآب نطفه براند

از آفتاب وهوا دان که تخم یابد بالش

ز برزگر چه برآید جز آنکه تخم فشاند

حلال زادهٔ صورت چه سودمند که فعلش

در آزمایش معنی به اصل باز بخواند

حرام زادهٔ صورت که دارد آیت معنی

سزد که داورش الا حلال زاده نداند

به آب تیره توان کرد نسبت همه لل

ببین که لل رشن به آب تیره چه ماند

درافرینش نفسی که بد ز مایهٔ ناقص

ریاضتش به کمالی که واجب است رساند

نه گل به نسبت خاکی نخست درد سر آرد

چو یافت صحبت آتش نه درد سر بنشاند

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۴۶ - در توصیف قلم و دوات خوددوات من ز برون جدول و درون دریاست
  2. شمارهٔ ۱۴۷منصب تدریس خون گوید از آنک
  3. شمارهٔ ۱۴۸ - ایضا در مرثیهٔ امام محمد یحیی و خفه شدن او به دست غزانهای خاقانی تو را جای شکر ریز است و شکر
  4. شمارهٔ ۱۴۹ - در مرثیهٔ خواجه ناصر الدین ابراهیم عارف گنجه‌ایخاقانیا عروس صفا را به دست فقر
  5. شمارهٔ ۱۵۰اندرین هفت هشت نه صدیق
  6. شمارهٔ ۱۵۱ - در هجو شهر زوریشهر زوری گدا بود خاصه
  7. شمارهٔ ۱۵۲ - در تقاضای ده شتر از امیر الحاجای که هر دم ز تبت خلقت
  8. شمارهٔ ۱۵۳همه عیب‌اند زنان و آن همه را
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.