پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۱۷۲ - در مرثیهٔ وحید الدین عموی خود

رفت آنکه فیلسوف جهان بود و بر جهان

درهای آسمان معانی گشوده بود

شد نفس مطمنهٔ او باز جای خویش

که آواز ارجعی هم از آنجا شنوده بود

دست کمال بر کمر آسمان نشاند

آن گوهر ثمین که در این خاک توده بود

او را فلک برای طبیبی خویش برد

کز دیرباز داروی او آزموده بود

آنجا که رفته بود هم اندر زمان بدم

تب لرزهای جرم کواکب ربوده بود

هر هفت کرده حور و بپوشید هفت رنگ

رخ برده بود و در کف پایش بسوده بود

بی او یتیم و مرده دلند اقربای او

کو آدم قبایل و عیسی دوده بود

آدینه بود صاعقهٔ مرگ او بلی

طوفان نوح نیز هم آدینه بوده بود

خاقانیا به ماتم عم خون گری نه اشک

کاین عم به جای تو پدری‌ها نموده بود

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۷۴دست بر پای آز نه یک چند
  2. شمارهٔ ۱۷۵ای شاه دو معنی را نامد به تو خاقانی
  3. شمارهٔ ۱۷۶ای امیر امرای سخن و شاه سخا
  4. شمارهٔ ۱۷۷فضل درد سر است خاقانی
  5. شمارهٔ ۱۷۸ - در رثاء فرزندوقت مردن رشید را گفتم
  6. شمارهٔ ۱۷۹دور دور بدی است خاقانی
  7. شمارهٔ ۱۸۰چون امیدم بریده نیست ز تو
  8. شمارهٔ ۱۸۱ - در جواب هجوی که در بارهٔ او گفته بودندشنوده‌ای دم خاقانی از مدیح کسان
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.