پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۱۲۱ - در هنگام زیارت مدینهٔ منوره گفته و در آن خاک نهفته است

ای شفیع صد هزار امت چو خاقانی به حشر

بنده مرتد بود و بر دست تو ایمان تازه کرد

گر زبان او جنابت داشت از هر جانبی

آن جنابت برگرفت اشکی که طوفان تازه کرد

چون زبان او به هفتاد آب خجلت شسته گشت

بر درت هر هفته‌ای هفتاد دیوان تازه کرد

زین سفر مقصود امسالش تو بودستی نه حج

کالامان گویان به درگاه آمد و جان تازه کرد

رفت زی کعبه که آرد کعبه را زی تو شفیع

تاش بپذیری که او با توبه ایمان تازه کرد

پیش کعبه نفس حسی بهر قربان هدیه برد

پیش صدرت جان قدسی کشت و قربان تازه کرد

این دو حرف از خون دل بنوشت و در خاکش نهفت

نسخهٔ توبه است کز خوناب مژگان تاره کرد

پیش بالینت ز بس زرد آب کز مژگان بریخت

زعفران سود و حنوط شخص یاران تازه کرد

پیشت از جان عود و ز دل عود سوزی کرده بود

هم ز سوز سینه عطر عود سوزان تازه کرد

تا به استسقای ابر رحمت آمد بر درت

کشت‌زار عمر فانی را به باران تازه کرد

عمر ضایع کرده‌ای دارد ز تو چشم قبول

کز قبول تو قبالهٔ عمر بتوان تازه کرد

قدر آن داری که طغرای قبولش درکشی

کانکه مقبول تو شد توقیع رضوان تازه کرد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۲۳شکست این دلم نادرست اعتقادی
  2. شمارهٔ ۱۲۴ - در مدح اقضی القضاة عز الدین بوعمرانامام ملت چارم که آسمان ششم
  3. شمارهٔ ۱۲۵ - در استغنای طبعشاخ دولت به نزد خاقانی
  4. شمارهٔ ۱۲۶خاقانیا به بغداد اهل وفا چه جوئی
  5. شمارهٔ ۱۲۷ - در مرثیهٔ امیر رشید الدین اسد شروانیآه و دردا که شبیخون اجل
  6. شمارهٔ ۱۲۸ - در مدح خاقان اعظم منوچهر شروان شاهولینعمتم کیست خاقان اعظم
  7. شمارهٔ ۱۲۹ - در نکوهش زنزخم بر دل رسید خاقانی
  8. شمارهٔ ۱۳۰تا تو ناز فروتران نکشی
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.