پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۱۶۶

رشتهٔ کژ داشتی در سر مگر خاقانیا

گر زمانه پای بندت ساخت ویحک داد بود

از سرت بیرون کشید آن رشته در پایت ببست

چون فرو دیدی نه رشته کهن و پولاد بود

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۶۸یار مردم مار و کژدم دان کنون خاقانیا
  2. شمارهٔ ۱۶۹دور کمال پانصد هجرت شناس و بس
  3. شمارهٔ ۱۷۰بر اهل کرم لرز خاقانیا
  4. شمارهٔ ۱۷۱ - در مرثیهٔ وحید الدین عم خودخاک بر سر پاش خاقانی و در خون خسب از آنک
  5. شمارهٔ ۱۷۲ - در مرثیهٔ وحید الدین عموی خودرفت آنکه فیلسوف جهان بود و بر جهان
  6. شمارهٔ ۱۷۳ز رهنمون بدی نیک ترس خاقانی
  7. شمارهٔ ۱۷۴دست بر پای آز نه یک چند
  8. شمارهٔ ۱۷۵ای شاه دو معنی را نامد به تو خاقانی
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.