پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۱۳۳

سپهر مکارم صفی کز صفاتش

کدورت نصیب روان عدو شد

ازو اقتدار معالی فزون گشت

وزو روزگار مکارم نکو شد

کهن گردد اکنون حدیث افاضل

چو از عقل او حلهٔ علم نو شد

چو خورشید آوازهٔ او برآمد

همان گاه ماه مقنع فرو شد

همی گفتم امروز آخر سر او

بدین سر سزاوار سنگ از چه رو شد

خرد گفت آن سنگ نامهربان را

که بر فرق آن آسمان علو شد

مگر مشکلی اوفتاده است اگرنه

چرا بر در حجرهٔ عقل او شد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۳۵نیت من نکوست در حق دوست
  2. شمارهٔ ۱۳۶ - در مدح خاموشیخاقانی ار زبان ز سخن بست حق اوست
  3. شمارهٔ ۱۳۷پیشوای علما جامهٔ من
  4. شمارهٔ ۱۳۸ - در مرثیهٔ عز الدین بوعمرانجهان را آه آه از دل برآمد
  5. شمارهٔ ۱۳۹چه شد که بادیه بربود رنگ خاقانی
  6. شمارهٔ ۱۴۰ - در مرثیهٔ امام ابو عمر و اسعدخبر برآمد کان آفتاب شرع فرو شد
  7. شمارهٔ ۱۴۱گر به شروانم اهل دل می‌ماند
  8. شمارهٔ ۱۴۲ای روح صفات اهرمن بند
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.