پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۱۳۲ - در مرثیه امام ناصر الدین ابراهیم باکوئی

از مرگ براهیم که علامهٔ دین بود

دردا که علامات کرامات نگون شد

تا تختهٔ خاک است حصارش فضلا را

سر تختهٔ خاک آمد و دل خانهٔ خون شد

گویند که سلطان مهین بر در گنجه است

در گنجه کنون بین که ز بغداد فزون شد

من گنجه نبینم که براهیم در او نیست

من مکه نخواهم که ازو کعبه برون شد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۳۴وفا جستن از خلق خاقانیا بس
  2. شمارهٔ ۱۳۵نیت من نکوست در حق دوست
  3. شمارهٔ ۱۳۶ - در مدح خاموشیخاقانی ار زبان ز سخن بست حق اوست
  4. شمارهٔ ۱۳۷پیشوای علما جامهٔ من
  5. شمارهٔ ۱۳۸ - در مرثیهٔ عز الدین بوعمرانجهان را آه آه از دل برآمد
  6. شمارهٔ ۱۳۹چه شد که بادیه بربود رنگ خاقانی
  7. شمارهٔ ۱۴۰ - در مرثیهٔ امام ابو عمر و اسعدخبر برآمد کان آفتاب شرع فرو شد
  8. شمارهٔ ۱۴۱گر به شروانم اهل دل می‌ماند
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.