پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۱۵۶

خاقانیا ز نان طلبی آب رخ مریز

کان حرص کآب رخ برد آهنگ جان کند

آدم ز حرص گندم نان ناشده چه دید

با آدمی مطالبهٔ نان همان کند

بس مور کو به بردن نان ریزه‌ای ز راه

پی سودهٔ سان شود و جان زیان کند

آن طفل بین که ماهیکان چون کند شکار

بر سوزن خمیده چو یک پاره نان کند

از آدمی چه طرفه که ماهی در آب نیز

جان را ز حرص در سر کار دهان کند

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۵۸تا به ارمن رسیده‌ام بر من
  2. شمارهٔ ۱۵۹هر که در قوم بزرگ است امامش خوانند
  3. شمارهٔ ۱۶۰چون گشایند اهل همت دست خود
  4. شمارهٔ ۱۶۱دولت نو است و کار نو و کارکن نو است
  5. شمارهٔ ۱۶۲ - در موعظهاز بدان نیک ترس خاقانی
  6. شمارهٔ ۱۶۳چون به حد کوفه باز آیند حاج از بادیه
  7. شمارهٔ ۱۶۴خاقانی اگرچه نیک اهلی
  8. شمارهٔ ۱۶۵تارمویم به من نمود سپید
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.