پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی

حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

۲۷۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ اگر تو محرم عشقی مگوی اسرارش
  2. شمارهٔ ۱۲۲ دلی که عشق حقیقی کند سرافرازش
  3. شمارهٔ ۱۲۳ دیوانه گشتم بی آن پریوش
  4. شمارهٔ ۱۲۴ ای ستمگر که نداری خبر از بیدل خویش
  5. شمارهٔ ۱۲۵ در کشتنم ار بود رضایش
  6. شمارهٔ ۱۲۶ سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش
  7. شمارهٔ ۱۲۷ شوریده کرد حالم لعل شکر نثارش
  8. شمارهٔ ۱۲۸ دوست در خانه و ما را خبری نیست دریغ
  9. شمارهٔ ۱۲۹ عید است و موسم گل و هنگام طرف باغ
  10. شمارهٔ ۱۳۰ ای ناوک بلای ترا سینه ها هدف
  11. شمارهٔ ۱۳۱ تافت بر جان و دلم انوار عشق
  12. شمارهٔ ۱۳۲ میبرد قد تو از سرو خرامان رونق
  13. شمارهٔ ۱۳۳ عزیزان وفاپیشه مبارکباد این منزل
  14. شمارهٔ ۱۳۴ ای غمزه ات کشیده خدنگی بکین دل
  15. شمارهٔ ۱۳۵ ز حد گذشت فراق تو ای فرشته خصال
  16. شمارهٔ ۱۳۶ ای که با سوز غم عشق تو می سازد دل
  17. شمارهٔ ۱۳۷ چون تیره گشت روزم بی آن چراغ محفل
  18. شمارهٔ ۱۳۸ گر من سر از نشیمن دنیا برآورم
  19. شمارهٔ ۱۳۹ تا من خیال عارض تو نقش بسته‌ام
  20. شمارهٔ ۱۴۰ ما که در بادیه عشق تو سرگردانیم
  21. شمارهٔ ۱۴۱ من آن آشفته مستم که آنساعت که برخیزم
  22. شمارهٔ ۱۴۲ دل بیچاره‌ام گم شد به کوی یار می‌جویم
  23. شمارهٔ ۱۴۳ منم که با تو زمانی وصال می‌بینم
  24. شمارهٔ ۱۴۴ بوئی ز گلستان تو ما چون بشنیدیم
  25. شمارهٔ ۱۴۵ قفل در ما بستی و پندار تو دیدیم
  26. شمارهٔ ۱۴۶ ای گشته مست عشقت روز الست جانم
  27. شمارهٔ ۱۴۷ رضا دادم بعشق او اگر غارت کند جانم
  28. شمارهٔ ۱۴۸ وقت آنست که ما جانب میخانه شویم
  29. شمارهٔ ۱۴۹ من آشفته و شیدا چو تمنای تو دارم
  30. شمارهٔ ۱۵۰ دو دیده بر سر راه امید می‌دارم
  31. شمارهٔ ۱۵۱ چو قدر دلبر و آداب عشق ما دانیم
  32. شمارهٔ ۱۵۲ من کیستم که طالب دیدار او شوم
  33. شمارهٔ ۱۵۳ روزی که من بداغ غمت از جهان روم
  34. شمارهٔ ۱۵۴ ای شهریار حسن ترا تا شناختیم
  35. شمارهٔ ۱۵۵ تو پادشاه و من از بندگان درگاهم
  36. شمارهٔ ۱۵۶ در راه شهرستان جان از عشق شه رهبر کنم
  37. شمارهٔ ۱۵۷ ساقی بزم خاص شه آمد که خماری کنم
  38. شمارهٔ ۱۵۸ گرد زمین و آسمان من سال‌ها گردیده‌ام
  39. شمارهٔ ۱۵۹ ز روی لطف اگر ای مه شبی آیی به مهمانم
  40. شمارهٔ ۱۶۰ ما سر بر آستان در یار می‌نهیم
  41. شمارهٔ ۱۶۱ ای از فروغ روی تو روشن سرای چشم
  42. شمارهٔ ۱۶۲ وقتی نظر بطلعت منظور داشتم
  43. شمارهٔ ۱۶۳ بی تو چون طره تو حال مشوش دارم
  44. شمارهٔ ۱۶۴ گرچه از دست غمت حال پریشان دارم
  45. شمارهٔ ۱۶۵ در نامه حدیث دل درویش نویسم
  46. شمارهٔ ۱۶۶ تا به سودای تو از راه دراز آمده‌ایم
  47. شمارهٔ ۱۶۷ ما ای صنم هوای تو از سر گرفته‌ایم
  48. شمارهٔ ۱۶۸ من که بر جان و دل از درد تو داغی دارم
  49. شمارهٔ ۱۶۹ شکیبم از رخ جانان نمی شود چکنم
  50. شمارهٔ ۱۷۰ ما بار تن ز کوی وصال تو می بریم
  51. شمارهٔ ۱۷۱ نبودم یکنفس طاقت که چشم از یار بربندم
  52. شمارهٔ ۱۷۲ یاری که ز جان دوسترش داشته بودم
  53. شمارهٔ ۱۷۳ ما جگرسوختگان با غم دلدار خوشیم
  54. شمارهٔ ۱۷۴ گر برود هزار جان با غم عشق او خوشم
  55. شمارهٔ ۱۷۵ سرگشته در این بادیه تا چند بپوئیم
  56. شمارهٔ ۱۷۶ بیا بیا که من اندر جهان ترا دارم
  57. شمارهٔ ۱۷۷ شبی اگر بکشد درد آرزوی توام
  58. شمارهٔ ۱۷۸ با درد غم عشق تو درمان نشناسم
  59. شمارهٔ ۱۷۹ تا خاک صفت معتکف آن سر کویم
  60. شمارهٔ ۱۸۰ در ره عشق تو با درد و الم ساخته ایم

متن اشعار به نقل از گنجور.