پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۶۳

بی تو چون طره تو حال مشوش دارم

همچو زلف تو وطن بر سر آتش دارم

بشکر خنده شیرین لب میگون بگشا

که هوای شکر و باده بی غش دارم

پای بر فرق فلک می نهم از روی شرف

تا که از خاک سر کوی تو مفرش دارم

گر چو مجنون بجنون شهره شهرم چه عجب

زانکه سودای تو ای لیلی مهوش دارم

ای جفا کیش ز آه دلم اندیش که من

تیر آهی نه که از ناوک ارمش دارم

روز و شب در هوس نقش گل رخسارت

خانه دیده بگلگونه منقش دارم

محنت و رنج و عنا و غم و اندوه و بلا

سود و سرمایه ز سودای تو هر شش دارم

شده ام همدم جمعی که پریشان حالند

همچو زلف تو از آنحال مشوش دارم

من بیاری دهان و لب قندت چو حسین

شعر شیرین روان پرور دلکش دارم

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۶۵در نامه حدیث دل درویش نویسم
  2. شمارهٔ ۱۶۶تا به سودای تو از راه دراز آمده‌ایم
  3. شمارهٔ ۱۶۷ما ای صنم هوای تو از سر گرفته‌ایم
  4. شمارهٔ ۱۶۸من که بر جان و دل از درد تو داغی دارم
  5. شمارهٔ ۱۶۹شکیبم از رخ جانان نمی شود چکنم
  6. شمارهٔ ۱۷۰ما بار تن ز کوی وصال تو می بریم
  7. شمارهٔ ۱۷۱نبودم یکنفس طاقت که چشم از یار بربندم
  8. شمارهٔ ۱۷۲یاری که ز جان دوسترش داشته بودم
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.