پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۶۲

وقتی نظر بطلعت منظور داشتم

با آن پری فراغتی از حور داشتم

شبها ز عکس چهره چون آفتاب او

مانند ماه مشعله نور داشتم

او شاه ملک حسن و من از مهر روی او

رأی منیر و رأیت منصور داشتم

با پسته دهان و لب او فراغتی

از فکر نقل و باده انگور داشتم

دردا که آن طبیب مسیحا نفس نکرد

اندیشه ای که عاشق رنجور داشتم

آیا بود که نزد من آید ز روی مهر

ماهی که بر رخش نظر از دور داشتم

از اشک سرخ و چهره زردم فسانه شد

رازی که در دل از همه مستور داشتم

می یافت قوت روح ز یاقوت او حسین

نظمی از آن چو لؤلؤ منثور داشتم

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۶۴گرچه از دست غمت حال پریشان دارم
  2. شمارهٔ ۱۶۵در نامه حدیث دل درویش نویسم
  3. شمارهٔ ۱۶۶تا به سودای تو از راه دراز آمده‌ایم
  4. شمارهٔ ۱۶۷ما ای صنم هوای تو از سر گرفته‌ایم
  5. شمارهٔ ۱۶۸من که بر جان و دل از درد تو داغی دارم
  6. شمارهٔ ۱۶۹شکیبم از رخ جانان نمی شود چکنم
  7. شمارهٔ ۱۷۰ما بار تن ز کوی وصال تو می بریم
  8. شمارهٔ ۱۷۱نبودم یکنفس طاقت که چشم از یار بربندم
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.