پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۶۱

ای از فروغ روی تو روشن سرای چشم

وی خاک آستان درت توتیای چشم

بیگانه ز آشنایم و از خویش بیخبر

تا شد خیال روی توام آشنای چشم

رفتی ز پیش چشم و نشستی درون دل

گوئی گرفت خاطرت از تنگنای چشم

شبهای تیره ره بحریمت نبرد می

گر نیستی فروغ رخت رهنمای چشم

بهر نثار پای خیال تو روز و شب

پر در و گوهر است مرا درجهای چشم

گر خون چشم من غم تو ریخت باک نیست

شادم بدین که داد لبت خونبهای چشم

تا آتش دلم بخیال تو کم رسد

پیوسته آب میزنم اندر فضای چشم

در رهگذار سیل فنا پایدار نیست

زانرو فتاده است خلل در بنای چشم

کحل است خاکپای تو ای حوروش کز او

دارد حسین خسته امید شفای چشم

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۶۳بی تو چون طره تو حال مشوش دارم
  2. شمارهٔ ۱۶۴گرچه از دست غمت حال پریشان دارم
  3. شمارهٔ ۱۶۵در نامه حدیث دل درویش نویسم
  4. شمارهٔ ۱۶۶تا به سودای تو از راه دراز آمده‌ایم
  5. شمارهٔ ۱۶۷ما ای صنم هوای تو از سر گرفته‌ایم
  6. شمارهٔ ۱۶۸من که بر جان و دل از درد تو داغی دارم
  7. شمارهٔ ۱۶۹شکیبم از رخ جانان نمی شود چکنم
  8. شمارهٔ ۱۷۰ما بار تن ز کوی وصال تو می بریم
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.