پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۶۸

من که بر جان و دل از درد تو داغی دارم

با سر کوی تو از روضه فراغی دارم

از خیال قد چون سرو و رخ گل رنگت

راستی در نظر آراسته باغی دارم

چون تو در انجمن آئی مه تابان چکنم

پیش خورشید چه پروای چراغی دارم

حال دل بی تو خرابست تو دانی ز دلم

من رسولم بخدا رسم بلاغی دارم

من بفریاد رقیب از سر کویت نروم

شاهبازم چه غم از بانگ کلاغی دارم

من که بر روی تو از طره ات آشفته ترم

نیست عیبی اگر آشفته دماغی دارم

یادگارم ز تو این است که من همچو حسین

بر دل از آتش سودای تو داغی دارم

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۷۰ما بار تن ز کوی وصال تو می بریم
  2. شمارهٔ ۱۷۱نبودم یکنفس طاقت که چشم از یار بربندم
  3. شمارهٔ ۱۷۲یاری که ز جان دوسترش داشته بودم
  4. شمارهٔ ۱۷۳ما جگرسوختگان با غم دلدار خوشیم
  5. شمارهٔ ۱۷۴گر برود هزار جان با غم عشق او خوشم
  6. شمارهٔ ۱۷۵سرگشته در این بادیه تا چند بپوئیم
  7. شمارهٔ ۱۷۶بیا بیا که من اندر جهان ترا دارم
  8. شمارهٔ ۱۷۷شبی اگر بکشد درد آرزوی توام
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.