پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۷۲

یاری که ز جان دوسترش داشته بودم

وندر دل و جان تخم غمش کاشته بودم

وز بندگی آن شه خوبان زمانه

صد رایت اقبال برافراشته بودم

از بهر شرف خاک قدمهاش چو سرمه

در چشم جهان بین خود انباشته بودم

دامن ز جهان و بر دامان هوایش

از دست دل غمزده نگذاشته بودم

پنداشته بودم که شود مونس جانم

اکنون نه چنانست که پنداشته بودم

انگاشته بودم که شوم محرم رازش

بودست خطا آنچه من انگاشته بودم

بگذاشت مرا همچو حسین و بدلش هم

نگذاشت که آشفته دلی داشته بودم

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۷۴گر برود هزار جان با غم عشق او خوشم
  2. شمارهٔ ۱۷۵سرگشته در این بادیه تا چند بپوئیم
  3. شمارهٔ ۱۷۶بیا بیا که من اندر جهان ترا دارم
  4. شمارهٔ ۱۷۷شبی اگر بکشد درد آرزوی توام
  5. شمارهٔ ۱۷۸با درد غم عشق تو درمان نشناسم
  6. شمارهٔ ۱۷۹تا خاک صفت معتکف آن سر کویم
  7. شمارهٔ ۱۸۰در ره عشق تو با درد و الم ساخته ایم
  8. شمارهٔ ۱۸۱گذشت عمر و خلاص از محن نمییابم
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.