پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۷۶

بیا بیا که من اندر جهان ترا دارم

جفا مکن که بجان بنده وفا دارم

اگر ز کوی تو گردی بمن رساند باد

بخاک پای تو کان را چه توتیا دارم

مرا به تیغ جفا گر کشند ممکن نیست

که دست مهر ز فتراک دوست وادارم

بجور روی نه پیچم ز آستانه یار

که سالهاست که سر بر در رضا دارم

طبیب درد سرم گو مده برای علاج

که من ز درد غم عشق او دوا دارم

گدای درگه ارباب فقر تا شده ام

هزار گونه فراغت ز پادشا دارم

ز گرد کبر و ریا دامن دل افشاندم

که روی در حرم خاص کبریا دارم

مس وجود بکوشش کنم زر خالص

چو از حیات گرانمایه کیمیا دارم

حسین از کرم ایزدی مشو نومید

که من ز مرحمت او امیدها دارم

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۷۸با درد غم عشق تو درمان نشناسم
  2. شمارهٔ ۱۷۹تا خاک صفت معتکف آن سر کویم
  3. شمارهٔ ۱۸۰در ره عشق تو با درد و الم ساخته ایم
  4. شمارهٔ ۱۸۱گذشت عمر و خلاص از محن نمییابم
  5. شمارهٔ ۱۸۲دو چشم کز هوس روی دوست تر داریم
  6. شمارهٔ ۱۸۳چمن شکفته و گلها ببار می بینم
  7. شمارهٔ ۱۸۴مراد خاطر خود در جهان نمی یابم
  8. شمارهٔ ۱۸۵الا ای طایر سدره نشیمن
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.