پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۸۳

چمن شکفته و گلها ببار می بینم

ولیک بی رخ او گل چو خار می بینم

اگر بهشت بود دوزخ است در چشمم

هر آن دیار که خالی ز یار می بینم

گل امید من از باد هجر گشت زبون

خزان نگر که بوقت بهار می بینم

جراحت دل خود را مجوی مرهم از آنک

بهر که مینگرم دل فکار می بینم

ز درد هر که بنالید و از جفا بگریخت

ز روی اهل دلش شرمسار می بینم

دریغ خطه خوارزم شد چنانکه در او

نه یار و مونس و نی غمگسار می بینم

اساس قصر بقا بایدت نهاد حسین

بنای عمر چو نااستوار می بینم

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۸۵الا ای طایر سدره نشیمن
  2. شمارهٔ ۱۸۶ای دل از وحشت سرای دار گیتی کن کران
  3. شمارهٔ ۱۸۷ماه من چون آگهی از ناله شب‌های من
  4. شمارهٔ ۱۸۸ای سر کویت بلای روضه رضوان من
  5. شمارهٔ ۱۸۹از باده دوشینت بس بیخبریم ای جان
  6. شمارهٔ ۱۹۰با کس حدیث عشق تو گفتن نمی توان
  7. شمارهٔ ۱۹۱نتوان لعل فرح بخش ترا جان گفتن
  8. شمارهٔ ۱۹۲بازم به نازی شاد کن ای نازنین دلدار من
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.