پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۹۱

نتوان لعل فرح بخش ترا جان گفتن

کانچه آید بدهان پیش تو نتوان گفتن

عارضت را که بر او مهر فلک دربان است

روشن است اینکه نیارم مه تابان گفتن

قامتت را که از او طوبی و جنت خجل است

راستی را نتوان سرو خرامان گفتن

گفتم از طره خال تو پریشان حالم

گفت باری ز تو عیب است پریشان گفتن

گفتمش از تو فراوان غم و محنت دارم

گفت حاصل چه از این هرزه فراوان گفتن

آخر ای دوست که با محنت و درد تو مرا

نیست حاجت سخن راحت و درمان گفتن

آشکارا چو مرا سوخته ای همچو حسین

تا به کی با دگری قصه پنهان گفتن

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۹۳اگر چه شد دل ریشم ز دست هجر تو خون
  2. شمارهٔ ۱۹۴دور از رخ تو زیستن ای جان نمیتوان
  3. شمارهٔ ۱۹۵ای رخت آرام جان عاشقان
  4. شمارهٔ ۱۹۶ای فاش کرده عشق تو راز نهان من
  5. شمارهٔ ۱۹۷بدین کرشمه بهر جانبی نگاه مکن
  6. شمارهٔ ۱۹۸باختیار نگشتم ز کوی دوست برون
  7. شمارهٔ ۱۹۹ای غم سودای تو خلوت نشین جان من
  8. شمارهٔ ۲۰۰یارب مه تابان من یا نور ربانی است این
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.