پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۵۵

تو پادشاه و من از بندگان درگاهم

بغیر تو ز تو چیز دگر نمی خواهم

سزد که بر سر عالم علم برافرازم

کز آن زمان که غلام توام شهنشاهم

بسوز آتش سودای تو همی سازم

سمندرم من و این آتش است دلخواهم

اگر چه بیخود و مجنون شدم هزاران شکر

که از لطافت لیلی خویش آگاهم

بر آستان تو چون راستان مقیم شوم

اگر بصدر جلالت نمیدهی راهم

ز خدمتت نروم زانکه از غلامی تست

همه سعادت و اقبال و منصب و جاهم

به پیش خویش بخوانی شبی حسینی را

به گوش تو چو رسد ناله سحرگاهم

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۵۷ساقی بزم خاص شه آمد که خماری کنم
  2. شمارهٔ ۱۵۸گرد زمین و آسمان من سال‌ها گردیده‌ام
  3. شمارهٔ ۱۵۹ز روی لطف اگر ای مه شبی آیی به مهمانم
  4. شمارهٔ ۱۶۰ما سر بر آستان در یار می‌نهیم
  5. شمارهٔ ۱۶۱ای از فروغ روی تو روشن سرای چشم
  6. شمارهٔ ۱۶۲وقتی نظر بطلعت منظور داشتم
  7. شمارهٔ ۱۶۳بی تو چون طره تو حال مشوش دارم
  8. شمارهٔ ۱۶۴گرچه از دست غمت حال پریشان دارم
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.