پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۵۷

ساقی بزم خاص شه آمد که خماری کنم

در دور این ساقی چرا دعوی هشیاری کنم

چون دوست آمد پیش من شد عشقبازی کیش من

چون عشق او شد خویش من از خویش بیزاری کنم

یوسف چو بر کرسی دل بنشست اندر مصر جان

هر چند بی سرمایه ام باری خریداری کنم

تدبیر کار عاشقان زور و زر و زاری بود

چون من ندارم زور و زر از سوز دل زاری کنم

من آن نیم کز بیم سر پای از ره یاری کشم

در ره چو بنهادم قدم سر در سر یاری کنم

گویند جستجوی تو در راه او بیحاصل است

زین به چه باشد حاصلم کو را طلبکاری کنم

دوشم خیال دلستان گفت ای حسین ناتوان

بستان دل از هر دو جهان تا لطف دلداری کنم

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۵۹ز روی لطف اگر ای مه شبی آیی به مهمانم
  2. شمارهٔ ۱۶۰ما سر بر آستان در یار می‌نهیم
  3. شمارهٔ ۱۶۱ای از فروغ روی تو روشن سرای چشم
  4. شمارهٔ ۱۶۲وقتی نظر بطلعت منظور داشتم
  5. شمارهٔ ۱۶۳بی تو چون طره تو حال مشوش دارم
  6. شمارهٔ ۱۶۴گرچه از دست غمت حال پریشان دارم
  7. شمارهٔ ۱۶۵در نامه حدیث دل درویش نویسم
  8. شمارهٔ ۱۶۶تا به سودای تو از راه دراز آمده‌ایم
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.